واژه ها زندانی نبودن تو هستند / سلول های خاکستری هم / زندانبان به خواب عمیق و انقلاب انگیزها دیریست که سرکوب شده است رفیق .
امریکا را شکست میدهیم / با همین کوچههای اب بر اب / با همین خیابانهای مملو از من و تو / جویای کار / کجایی مهماننواز، گرمنواز / امریکا را شکست میدهیم / هر بار ک از خلیج، فارس میاوریم / و خوشبختانه مسئولی در هواپیما نیست / دستم را تو بگیر / ای میهمان، تو بگیر جایم را / ک تکهتکه کردهام / شرافتم برایم نان نیست / بر همین طبل گیتار بکوب / رای را از من گدایی کن / و من نانم را / جنسمان جور است / امریکا را شکست میدهیم / قبل از یکطرفه شدن خیابان / یا فیلترینگ ازادی / استقلالمان را تاراج میکنیم / برای تزار عزیز در دریای کاسپین / ما امریکا را شکست میدهیم / خودش باور ندارد / اما انک قبول نیست / چطور بینالتعطیلین قبول است / یا کشتار مردمان مصر / وقتی بیدار شویم / امریکا را شکست میدهیم / نداند از کجا خورده! / همه جای مردمانش را اب خواهد گرفت / پوشاکش را عوض خواهد کرد / خودش بر خودش …. / امریکا را شکست میدهیم / سقف نداشته باشد / دل ک صفا دارد / ب وسعت کالای چینی / عجب، انتن دادی روباه پیر / ب مجلس خواهم امد / اگر خدا بگذارد / امریکا را شکست میدهیم / ریا را میفرستیم ب جلو / از پشت میکنیم تشویقش / شلاق میخورد بر گردهاش رحمت للعالمین / امریکا را شکست میدهیم
بامداد ۱۳/۱۱/۸۹
نویسنده : احسان ن
* بدانید راهتان راه حق است و ازادی راه اصلی رسیدن ب خداوند است اگر ما ادمیان دستمالیش نکنیم.
* حکومت با کفر میماند و با ظلم نه.
* ارزشهایتان را حفظ کنید، خودتان برای خودتان. انها را قانون نکنید. انروز ک مردمان بعنوان مسئول فساد کنند، قوانینتان – در نتیجه ارزشهایتان – فاسد خواهند شد.
* هر چیز الهی را در دست اله بگذارید ک ما ادمیان ظرفمان ادمگونه است ن خدایگونه.
* از نفرین ستم دیده بپرهیزید، چرا ک حقوق خود را میخواهد و خدای دادگر، صاحب حق را از دادخواهی بازنمیدارد.
* پروا پیشهترین مردم کسی است ک حقیقت را بگوید؛ خواه ب سود او باشد خواه ب زیان.
* ب یاد داشته باشید، افت دین و ایین سه چیز است: دانا و دانشمند بدکردار، زمامدار بیدادگر و پیشوای مذهبی نادان و سادهاندیش.
پ.ن : مطالب بالا از کتاب پرتوی از پیام پیامبر ترجمه علی کرمی فریدنی انتخاب شدهاند
نویسنده : احسان ن
این شعر هم برای خودش از آن داستان ها دارد که شاید داستان جالبش باعث شده همیشه تازه به نظر برسد . شعر تاثیرگذاری که باعث شد یک پادشاه بی خیال را یکباره هوایی کند که بتاخت تا بخارا برود . نصر بن احمد سامانی زمستانها در بخارا و تابستانها را در سرقند یا یکی از شهرهای خراسان سپری می کرد . یک سال که به هرات رفته بود پس از گذشت تابستان ، پائیز و زمستان را هم آنجا می ماند . این اقامت چهار سال به طول می انجامد . آنقدر زیاد که همراهیان پادشاه به رودکی می گویند که کاری بکند . ( اینجاست که نقش مهم یک هنرمند مشخص می شود ) جناب رودکی هم شعر زیر را می سراید که نتیجه اش در ادامه آمده .
بوی جوی مولیان آید همی/یاد یار مهربان آید همی/ ریگ آموی و درشتی راه او / زیر پایم پرنیان آید همی/آب جیحون از نشاط روی دوست/خنگ ما را تا میان آید همی/ ای بخارا! شاد باش و دیر زی/میر زی تو شادمان آید همی/میر ماه است و بخارا آسمان/ماه سوی آسمان آید همی/میر سرو است و بخارا بوستان/سرو سوی بوستان آید همی/آفرین و مدح سود آید همی/گر به گنج اندر زیان آید همی
چون به بیت «میر سرو است و بخارا …» رسید امیر چنان به هیجان آمد که بی کفش و جامهی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نکرد (نگاه کنید به چهارمقالهی نظامی عروضی ص ۴۹ – ۵۳). [ادامه مطلب …]
لا به لای هیمن خیابان ها ، چهارراه مرادی را هم کشتند . جسد عابر پیاده ای که همیشه از چراغ سبز عبور می کرد . جسد مرد قرمزی که همیشه ایستاده بود . جسد چراغ های سبز و قرمز و زرد . همه سوار بر ماشین آبی رنگ . جلوی چشمان من بود که نیستند . حالا این دوراهه تنها مرا از تو دورتر کرده است .
۱ – راپرت : دوستانی که به آنها ایمیل زده بودم و در مورد داستان های کوتاهشان مجوزهائی گرفته بودم در جریان باشند که آن ایده راه به جائی نبرد …
۲ – نظم و نثر : دو شعر خوب از دو دوست خوب را جدیدا در وبلاگهایشان دیدم که دلم نیامد در اینجا نگذارمشان . دوری و فاصله وجه مشترک این دو کار است .
بین دستی که منم/تا دستی که تویی/شهری بزرگ فاصله افتاده/با خیابانهای شلوغ/با پلهای بسیار/چهار رد پا بر سنگفرش پیاده روهایش/که دیگر قد پای هیچ کس نیست . (سیما سهرابی)
***
چرا ساده بودن این همه سخت است/ من حافظ همین رویاهای رنگ پریده خودم بود ه … ام / ومن گاه به اندازه یک دوست داشتن از تو و خودم دورم …. دورم . (امان رنجبری)
۳ – بدینسان : مدتی است حرفی برای گفتن ندارم . احساس می کنم زود تمام شدم … یک بار همین اواخر در جلسه ای شخصی گفت : تو باید همیشه حرف بزنی . ( یعنی از صدتا فحش هم بدتر بود ) .
۴ – اجتماع : اگر کسی اشتباهی در قبال شما کرد اول سعی کنید غیر مستقیم اشتباهش را یادآور شوید . اگر دیدید خیلی کودن است بعد مستقیم آن را گوشزد کنید .
۵ – بدنسان ۲ : راستی شاید همیشه درد دست مربوط به حمل بار سنگین نباشد . گاهی فشارهای عصبی هم بی تاثیر نیست .
دوستی در اداره ی ارشاد کار می کرد که وقتی دیدمش گفت : خدا بد نده . این ورا … خندیدم و گفتم : واقعاً …
محمد: خدا کنه هیچوقت به آقای … (دبیر فیزیک) فحش ندم!
من: چرا؟
محمد: چون معلم خوبیه
من: چرا فحش ندی؟
محمد (همراه با کمی لبخند): شاید امتحان پایانی رو سخت بگیره
دی ۸۹
پسنوشت: دیشب یه خبر خوش شنیدم. ایشالا همه خوشبخت بشن!
نویسنده : احسان ن