روزی اگر دوستی ناخن تیزش رو به تنه ی روحت کشید و رفت
بدون گاهی خیانت تو دنیای مجازی زخمش کاری تر از دنیای واقعیه رفیق
همیشه گاهی که به مشکلی بر می خوردم که می دانستم تقصیر خودم و هیچ شهروندی نیست و همه چیز بر می گردد به برخی وضعیت های نابسامان مملکت ، نا خواسته می گفتم : تو چه مملکتی هستیم ؟ یا تو چه مملکتی هستیم آخه ؟ وبلاگ مملکته داریم ؟ یکی از وبلاگ هاییست که توانسته در این چند وقت تنها با همین جمله ی سوالی همیشگی : مملکته داریم ؟ به تمام ما این مسئله را یادآوری کند که همه چیز هم که در دور و برمان اتفاق می افتد صرفا خبر ازاوضاع خوب و ایده آل نمی دهد . اگر چه بدیهیست اما ظرایفی دارد که ممکن است در زندگی روزمره هیچگاه به آن دقت نکنیم ، مثل زمانی که یک دوست از نردبانی فلزی رفت بالا ، در حالتی که احساس میشد نردبان به جائی بند است از جا کنده شد و دوست ما هم با پهلو به روی نردبان فرود آمد ، اولین جمله ای که در آن شرایط پر التهاب به زبانم آمد همین بود : چه مملکتی داریم آخه ؟ یا یک چیزی توی همین مایه ها .
معادله ی ساده ایست که اگر بخواهیم منصفانه بنگریم ، خواهیم دید که با شرایطی روبرو هستیم که در زندگی ما ایرانی ها هر روزه هست و تکرار می شود و از اراده و کنترل برخی از ما هم خارج است …اما چه طور به دید بعضی ها همه چیز خوب و ایده آل و رویائی به نظر می رسد ؟
این چند نمونه را با حس و حال ، تو چه مملکتی هستیم آخه؟ بخوانید :
* دو سه روز است که آب به اصطلاح شرب مرکز شهر از مو نیز باریک تر شده . حداقل طرف ما که این طور است .
* مدتیست که پیام ها ی فارسی ایرانسل نصفه نیمه میرسد و پیام های جناب همراه اول چندین بار .
* به ۱۱۰ زنگ می زنیم که بگوئیم آقای محترم پلیس ، دزد زده شیشه ی یکی از مغازه ها را شکسته و احتمالا در حال خالی کردن مغازه است . او بیشتر از هر شخص دیگری خواب است . گذشت دیگر زمانه ی شعر : وقتی که ما میخوابیم ، آقا پلیسه بیداره .
* اداره ای با آن رئیس به اصطلاح مذهبی اش بیش از دو سال حقت را بخورد و باز دم از عدل و عدالت بزند .
* در یک شهر تاکسی بشود عامل نا امنی و توی روز روشن قصد ربودن شخصی را داشته باشد .
* یک سری آدم بدبختت کنند و باز سنگ همان افراد را به سینه بزنی .
و هستند از این امثال که شاید خصوصی باشد اما مطمئن باشید تمامشان بر می گردد به اینکه ، تو چه مملکتی هستیم ؟
آقایی که پرینت میگری برای روز مبادا ، از سر دلسوزیست تمام این موارد ، وگرنه سکوت می تواند بهترین راه باشد برای بدتر شدن وضعیت .
متاسفانه امروز مطلع شدم که خانم صغری لکزائی فر چهار روزیست که برای عمل غده ی تیروئید در بیمارستان بستریست . برای این عکاس خوب هرمزگانی آرزوی سلامتی روزافزون داریم …
خبر تکمیلی – خانم لکزائی فر در قسمت عکس جشنواره اردی بهشت جایزه سوم بخش آزاد را دریافت کرد…
گاهی وقتا ثانیه ها آنقدر کند میگذرند ، که عقربه ها مرگ را باور میکنند . / رضا
