به انتخاب مترجم

مجموعه داستان به «انتخاب مترجم» کاری از احمد اخوت است که داستان‌هایی از نویسندگان مختلف را به فارسی ترجمه کرده و در کنار هر داستان تحلیلی را نوشته. این تحلیل‌ها گاهی به خود اثر پرداخته و گاهی حواشی پیرامون آن داستان‌ها را شامل می‌شود. خواندن آثاری متفاوت و مینیمال از نویسندگان مختلف دریچه تازه‌ای از داستان کوتاه را در مقابل چشمان خواننده باز می‌کند، به خصوص آثاری که تا به حال به فارسی ترجمه نشده‌اند. در این بین این داستان‌ها از باقی آثار حال و هوای جذاب‌تری داشتند: «باد می‌وزد» کاترین مانسفیلد- «مثل چیزی که مادر درست می‌کرد» شرلی جکسون- «تیغ» ولادیمیر ناباکوف- «تجدید دیدار» جان جیپور- «دختر» جامیئیکا کینکائید- «لنگه جوراب» لیدیا دیویس – «جوراب»تیم اوبرین- «گور گم شده» برنارد مالامود- «رمز» جین ناکس- «شروع کرده به آزار» جیمز لاسدون.
«به انتخاب مترجم» در نشر افق به چاپ رسیده است.

شهاب دیدگاهی بنویسید

ارنست و سلستین

«ارنست و سلستین» انیمیشن خوش‌ساخت فرانسوی محصول سال ۲۰۱۲ داستان موش کوچکی (سلستین) را روایت می‌کند که برای به‌دست آوردن دندان خرس‌ها باید از شهر زیرزمینی خودشان به روی زمین آمده و در سطح شهر دندان‌های خرس‌ها را بدزدد، کاری که در نهایت باعث می‌شود او در زمینه دندان‌پزشکی برای سرزمین موش‌ها تخصص پیدا کرده و به خدمت گرفته شود. کاری که او به آن علاقه نداشته و می‌خواهد در آینده به نقاش ماهری بدل شود. اما به هر حال اجباری که برای او در نظر گرفته‌اند و علاقه او به کشیدن نقاشی‌های مختلف باعث می‌شود معمولا پا به شهر خرس‌ها بگذارد، و از طرفی این حضور ممکن است برایش خطرناک باشد، چون خرس‌ها در سرزمین موش‌ها به موجوداتی هیولاوار تشبیه می‌شوند و موش‌ها در سرزمین خرس‌ها موجوداتی کثیف. سلستین که به بد بودن خرس ها باور ندارد به شهر می‌رود و با خرسی به نام ارنست آشنا می‌شود. خرسی که به خاطر دزدی از یک فروشگاه شکلات‌وشیرینی‌فروشی پلیس او را دستگیر کرده و حالا با نجاتش توسط سلستین او نیز باید در یک دزدی به او کمک کند. این همکاری باعث دوستی آنها شده و در نهایت هر دوی آنها توسط پلیس شهر موش‌ها و شهر خرس‌ها دستگیر می‌شوند.
چیزی که این فیلم را زیبا کرده علاوه بر تکنیک فوق‌العاده آن که هر پلانش بی‌شباهت با یک فریم تصویرسازی نیست، مرف‌های زیبا، داستان نمادین و خیال‌انگیز  و شوخی‌های جالبی‌ست که شاید بهترین مدیوم برای ارائه آن انتخاب شده. فیلم اگر چه در زیرلایه‌های آن به نقد اختلاف طبقاتی می‌پردازد اما در نهایت دست بر تفکرات اشتباه انسان می‌گذارد که چگونه سالها درگیر یک نفرت کورکورانه شده. دوستی و صلح مهم‌ترین بحث این فیلم است. فیلمی که به چز چند دیالوگ که حذف کردنش لطمه‌ای به آن نمی‌زند از ریتم خوب و قابل قبولی برخوردار است. این فیلم حضور در جشنوارهای معتبری چون کن و دریافت جایزه این جشنواره و چندین حضور مهم از جمله آکادمی اسکار را نیز در کارنامه خود دارد.

شهاب دیدگاهی بنویسید

چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟

یکی از آثار مهم ماتئی ویسنی‌یک را شاید بتوان نمایشنامه «چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟» دانست. نمایشنامه‌ای که به طور کنایی جامعه‌ای گرفتار شده در دام کمونیسم را شرح می‌دهد. نویسنده‌ای (یوری پتروفسکی) به یک آسایشگاه روانی وارد می‌شود تا بتواند با شرح تاریخ کمونیسم برای بیمارانی که در سه درجه کم، متوسط و زیاد اختلالات روانی دارند به درمان آنها کمک کنند. یوری متنی آماده کرده که هر روز بخشی از آن را برای تعدادی از بیماران می‌خواند. غالبا آنها هیچ درکی از متونی که یوری برای آنها می‌خواند ندارند. تا اینکه بیمارانی که به اصطلاح از اختلال شدید و حادی رنج می‌برند نسبت به بخشی که استالین از کشاورزان می‌خواهد زمین کشاورزی اشتراکی داشته باشند از خودشان واکنش نشان می‌دهند. واکنش‌ها به گونه‌ایست که انگار این بیماران همان کشاورزانی هستند که قصد نداشتند تن به این اشتراک بدهند. در همان روزهایی که یوری ساکن آسایشگاه شده با یکی از پرستاران به نام کاتیا رابطه برقرار می‌کند. این رابطه‌های آزاد کاتیا واکنش تند رئیس آسایشگاه را به همراه دارد. برقراری رابطه دوستی بین یوری و یکی از بیماران بخش متوسط باعث می‌شود او به یک اتاقی مخفی راه پیدا کند که تعدادی از بیماران در آن برای خودشان یک محفل خصوصی تشکیل داده‌اند. محفلی که در آن برای بزرگان ادبیات و سیاست دادگاه‌هایی نیز برگزار می‌کنند.
چیزی که این نمایشنامه را از سایر آثار ویسنی‌یک متمایز می‌کند نگاه نقادانه او به جریان کمونیسم در شوروی‌ست. مساله‌ای که نه تنها بر روی آثار پیشین او تاثیر گذاشته بلکه اینبار به طور جدی‌تر به نقد آن پرداخته. جامعه‌ای همچون یک تیمارستان بزرگ که غالب بیماران آن یا افرادی که با آن بیماران سروکار داشته‌ند از نویسندگان و سیاستمداران وابسته به حزب کمونیسم هستند یا افراد عادی که از این حزب لطمه خورده‌اند. بیمار و پرستار و رئیس شیفته این حزب هستند و انگار کسی از آن ناراضی نیست. با شروع شرح تاریخ کمونیسم از زبان یوری ما متوجه تناقضات و مشکلات آن هم می‌شویم. با اینکه مساله اصلی بیماران وجود خود کمونیسم است چه طور رئیس یک تیمارستان به این نتیجه رسیده که با شرح تاریخ کمونیسم می‌توان به بهبود حال بیماران کمک کرد؟ انگار یکی از ویژگی‌های همیشگی یک حکومت تمامیت‌خواه همین است. همیشه ذوب‌شدگان یک نظام ایدئولوژیک از درد برای درمان همان درد می‌خواهند استفاده کنند. تناقضی خنده‌دار و دردآور. وجود یک هاله یا یک نیروی برتر که ناشی از ایدئولوژی ارائه شده توسط این نوع حکومت‌هاست این بار در قالب بیان تاریخچه قرار است بیماران یک آسایشگاه را تسکین دهد. یک کمدی سیاه که بی‌شک علاوه بر اینکه زندگی‌های زیادی را نابود کرده بلکه انبوهی بیماران روانی را نیز تحویل جامعه داده است. در ادامه نویسنده به «شخصیت ماریا اسپریدنوا» هم اشاره می‌کند، شخصیتی که برای اولین بار یک حکومت برای از میان برداشتن یک مخالف سیاسی او را به یک موسسه روانی تحویل می‌‌دهد. ویسنی‌یک در این نمایشنامه سعی دارد با مروری بر برخی اتفاقات ناخوش‌آیند کمونیسم او را نقد کرده و حتی به سُخره بگیرد. نمایشنامه «چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟» در نشر کتاب فانوس توسط ملیحه بهارلو ترجمه شده است.

شهاب دیدگاهی بنویسید

الفبای گورکن‌ها

الفبای گورکن‌ها مجموعه داستانی از هادی کی‌کاووسی نویسنده ایرانی‌ست که سیزده داستان کوتاه را شامل می‌شود. داستانهایی که به نوعی به حال و هوای کنونی جامعه می پردازد. اگر چه خیلی از داستان‌‌ها حال و هوای جنوب ایران (هرمزگان) و شهرهای و جزیرهای آن را به تصویر می‌کشد اما مسائلی که شخصیت‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند مسائل روز ایران است. مسائلی که همواره خواننده به نوعی با آن در محیط اطرف خود روبرو شده است. الفبای گورکن‌ها فضایی رئال و در برخی جاها سوررئال از جامعه را با زبانی گاه طنز و گاهی تلخ و گزنده به تصویر می‌کشد که آنها را خواندنی می‌کند. نگاه سمبولیک کیکاووسی به جهان پیرامونش باعث خلق روایت‌هایی بدیع شده که کمتر در داستان‌های کوتاه فارسی نمونه‌ای از آن سراغ داریم.
پنج داستان در این مجموعه را بیش‌تر از باقی‌شان دوست داشتم. پنج داستانی که علاوه بر زبان و فضاسازی، ایده‌های خوبی هم داشتند: الفبای گورکن‌ها، اطلس رنگی بازرسی گوشت، جلد جلاد، مقدمات فراگیری جهل مرکب، گلوله‌ها و استخوان. در پایین بخشی از داستان گلوله‌ها و استخوان را می‌خوانید. بخشی که در پشت جلد کتاب هم آمده است:
منیر گفت: صدای پا می‌آید.
داوود گفت: شهردار است. چقدر جوان است. ریش‌های توپی بیشتر بهش می‌آید. گفتم: تفنگ را چقدر جدی سمت ما نشانه می‌رود. منیر گفت: چرا ما را می‌کشند؟ داوود گفت: چون در شادی آن‌ها تو غمگین بودی.

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

گاهی احساس می‌کنم کائنات یک انگشت بیلاخ برای من کنار گذاشته. تا میام بگم‌ اینجوریه، اینجوری به اونجوری تبدیل می‌شه.

 

شهاب دیدگاهی بنویسید