سال ۹۲ حدسم این بود که اگر اعتراض دیگری در مملکت بشه انتخابات ۴ سال بعد توسط بسیجیها علیه روحانیه. جالبه دقیقا توسط بسیجیها استارتش خورد اما چند ماه بعد از انتخابات.
#اعتراضات_سراسری
«خیانت» نوشتهی هارولد پینتر از نمایشنامهنویسان معاصر انگلیس است که بعد از دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۵ عنوان کرد که دیگر نوشتن نمایشنامه را ادامه نمیدهد. «خیانت» داستان خیانت چندین سالهی زن و مردی را روایت میکند که مدتها به دور از چشم همسران خود با هم خانهای اجاره کرده و عصرها در کنار هم زندگی میکنند. حالا پس از گذشت چند سال زن که با همسرش نمیتواند زندگی کند به مردی که سالها توسط او به همسرش خیانت میکرده و حالا با او ارتباطی ندارد تماس میگیرد و قراری با هم میگذارند. آنها در کافه کمی با هم هم کلام شده و مرد متوجه میشود که همسر زن از چند سال قبل متوجه این خیانت شده و هیچ واکنشی به این مساله نداشته. ما در نه صحنه مختلف به زمانهای دور و نزدیک میرویم و کمکم ریشهی ارتباط زن و مرد را در بین اتفاقات ریز و درشت زندگیشان میکاویم. خیانت زن و مرد از زمان ازدواج زن شروع شده. زمانی که مرد به عنوان ساقدوش داماد در مهمانی عروسی شیفته زن شده و در حالت مستی سعی میکند خودش را به او نزدیک کند.
این نمایشنامه از دو جنبه قابل بررسیست. اول این که این نمایشنامه بر خلاف آثار ابتدایی پینتر همچون اتاق که حال و هوای آثار بکت را دارد به حال و هوای آثار داستانی ریموند کارور نزدیک شده است. و دوم اینکه استفاده از شیوهی روایت معکوس، با قرار دادن صحنهها به گونهای که کمکم به شروع شکل گیری داستان برسیم این متن را به اثری روان، دوست داشتنی و پرکشش تبدیل کرده است. از طرفی این شیوه روایت را تا آن زمان کمتر در آثار ادبی و سینمایی شاهد بودهایم. خیانت از آن دسته از نمایشنامههایی است که میتوان از جنبههای روانشناسی نیز آن را بررسی کرد. «خیانت» نهمین اثر از مجموعه دورتادور دنیاست که در نشر نی توسط نگار جواهریان و تینوش نظمجو ترجمه شده است.
خرچنگ که یکی از آخرین ساختههای کارگردان معروف و جریانساز یونانی یعنی یورگوس لانتیموس است به موضوع عجیب دیگری میپردازد. افرادی که در جامعهای عجیب زندگی میکنند باید حتما جفتی همسو و یکسان با خود پیدا کرده و با او ازدواج کنند. در غیر این صورت بلافاصله به هتلی فرستاده میشوند که در آنجا ۴۵ روز فرصت دارند جفت خود را در میان دیگر مراجعه کنندگان پیدا کنند. اگر در این فرصت نتوانند شخص مورد نظر خود را بیابند باید به حیوانی که خودشان پیشنهاد میدهند تبدیل شوند و یا به ناخواسته به حیوانی دیگر. داستان از جایی شروع میشود که مرد جوانی پس از جدا شدن از همسرش به این هتل آمده تا برای خود جفتی پیدا کند. او در این بین زنی را مییابد که انگار همچون خودش بیروح و بیاحساس است. آنها تصمیم میگیرند که با هم شریک شوند. در این بین زن متوجه میشود که مرد بر خلاف آنچه نشان میدهد بیاحساس نیست. و چون این تنها نشانهی همسان بودنشان حالا از بین رفته باید مراتب را به مدیریت هتل اطلاع داده تا او را به یک حیوان تبدیل کنند. مرد ناچار میشود فرار کرده و به جمع مجردهایی که در جنگل زندگی میکنند بپیوندد. در آنجا نیز قانونی حکم فراماست که هیچ مجردی حق ابراز علاقه و ابراز عشق به مجرد دیگری را ندارد. از این رو خاطیان با برخورد جدی روبرو میشوند.
اگر بخواهیم آثار قبلی این کارگردان از جمله دندان نیش را تعریف و به تصویر کشیدن فاشیست و دیکتاتوری قلمداد کنیم، و فیلم آلپز را خلا انسانیت در جامعه مدرن و تلاش انسان بی احساس امروزی برای پر کردن این خلا، قطعا فیلم خرچنگ در مدح و ستایش عشق است. عشق در آن اندازه که عاشق برای رسیدن معشوق همچون وی باید کور شود. بازتعریف معانی کلاسیک عشق در جوامعی به شدت ماشینی که انسانها همچون کالا تنها با یک نمونهی عین به عین خود قادر به همنشینی هستند. اما در جامعهای که راهی جز همرنگ شدن با آن نیست این شخصیت فیلم است که تشخیص میدهد چگونه بیریا برای رسیدن به هدفش خودش را با معشوقش یکسو کند. فیلم لابستر از آن فیلمهای دوست داشتنیست که برخی صحنههای آن را پس از چند مدت دوباره مرور کرده و دل به حرکات آهستهی دوربین و آن موسیقیهای زیبایش خواهید بست. درگیر نمادها و نشانههای بیاندازهی این فیلم خواهید شد و هر کدام را برای خودتان واگشایی خواهید کرد. دیدن این فیلم برای هر علاقمند به سینمایی واجب است.
اگر فیلم دندان نیش را دیده باشید نباید دیدن فیلم «Alps» برایتان عجیبتر به نظر برسد. فیلم در مورد گروهیست که با گرفتن پولی از خانوادهایی که تازه عزیزی را از دست دادهاند سعی بر آن دارند تا نقش تازه فوت شده را برای آنها بازی کنند، مساله اصلی از جایی شروع میشود که یکی از اعضای این گروه تلاش میکند که بدون در جریان گذاشتن سایر اعضا برای یک خانوادهی تقریبا مرفه نقش فرزند تازه فوت شدهی آنها را بازی کند. تخطیهای این شخص و لو رفتن آن برای باقی اعضا مسیر رفتاری او را تغییر داده و گاه دست به کنشهای جنونآمیزی میزند. اگر چه کارگردان این فیلم در جایی گفته بود «مسیر این فیلم ادامه راه فیلم دندان نیش است به طوری که در فیلم دندان نیش شخصیتها از یک دنیای عجیب پا به دنیای واقعی میگذارند در این فیلم از یک دنیای واقعی وارد یک دنیای عجیب میشوند.» اما تاثیری که فیلم دندان نیش و مسیرهایی که برای تاویل بیشتر پیش پای مخاطب قرار میگیرد وسیعتر از فیلم Alps است. با تمامی این اوصاف Alps با در نظر گرفتن لحظات خاص با شخصیتپردازیهای منحصر به فردش و همچنین قصهی ساده اما پر از تعلیقش بر زیباییهای این اثر هنری افزوده است. دیدن این فیلم زیبا را از دست ندهید.
زلزله آمد.
مرد باک ماشینش را برای سفر به دورترین نقطهی کره زمین پر کرد. ماشین را روشن کرد و دور شد.
پیش از این نمایشنامهی «داستان خرسهای پاندا…» که ماتئی ویسنییک نوشته بود را خوانده و با یک نمایشنامه دیگر برای اجرا تلفیق کرده بودم. از اسبهای پشت پنجره تنها یک اجرای متفاوت دیده بودم که در برج آزادی اجرا شده بود تا اینکه فرصتی دست داد که بتوانم متن را هم بخوانم. در اجرا یکی از صحنههای تاثیرگذار مربوط به صحبت پدر و دختر بود که این بار بعد از خواندن متن صحنه صحبت مادر و فرزند جای خودش را به آن داد. صحنهای تلخ سرشار از عشق مادر به تنها فرزندش که قرار است به جنگ برود. این اولین متن ضدجگنی بود که از ماتئی ویسنییک میخواندم. متنی که در دل آن طنز تلخی از واقعیت جنگ را در خود جای داده است. این نمایشنامه سه موقعیت مختلف از به جنگ رفتن مردهایی را روایت میکند که انگار تنها مرد در خانه هستند. مادری فرزندش را با تمام وسواسهایی که دارد به جنگ میفرستد. دختری پدرش که حالا ناتوان از جنگ برگشته و ویلچر نشین شده را نگهداری میکند و زنی که عاشقانه شوهرش را دوست دارد با وی در مورد جنگ و مسایل دیگری صحبت میکند. اما انگار تمامی این لحظات به دیالوگهایی بدل گشته که حالا زنها در نبود مردهای خانه با خود دارند. موتیف حضور شخصی با عنوان پیک (که خبر مرگ یا مجروح شدن را به زنها میدهد)، حضور شیر آب که اکثرا از آن به جای آب، مادهای سیاه رنگ خارج میشود و حضور اسبی پشت پنجره که انگار اینبار نشانهی پاک بودن خود را از دست داده و به نمادی برای جنگ تبدیل شده متن را به یک اثر پر از نشانه تغییر داده است. نشانههایی که ماتئی ویسنییک آنها را از دل باورهای مردم کشورش و یا کهن الگوها به امانت گرفته و با هنر خود تبدیل به اثری تاثیرگذار در حوزهی آثار ضدجنگ کرده است. اسبهای پشت پنجره هشتمین نمایشنامه از مجموعه دورتادور دنیاست که توسط تینوش نظم جو ترجمه و در نشر نی به چاپ رسیده است.
چرا فیلم of freaks and men (عقب ماندهها و آدمها) ساختهی آلکسی بالبانوف فیلم مهمیست؟ بالبانف در این فیلم موفق به انجام چند حرکت مهم شده است. او با تلفیق یک فضای تقریبا سورئال با فضای رئال اما دستکاری شده به یک فضای ذهنی و گاه شاعرانه نزدیک شده است. قایق کوچکی که با سیستم بخار حرکت میکند. شهری غالبا خالی از سکنه که به جز چند مورد شخص اضافهای در کادر دیده نمیشود. انگار تمامی ساکنین همچون دو شخصیت فیلم که یکی قصد دارد به شرق برود و دیگری به غرب، همگی از آنجا مهاجرت کردهاند. این فضاسازی در آثار فیلمسازان اروپایی که همچون سینمای هالیوود امکانات بیشتری برای خلق فضاهای سورئال ندارند یک امتیاز ویژه به حساب میآید. Of freaks and men داستان چند شخصیت مجزا را روایت میکند که در نقاطی داستان زندگی هر یک با دیگری تلاقی میکند. مردی که کارش گرفتن عکسهای برهنه است از مرد خانواده داری دخترش را خواستگاری میکند. مرد اما نمیپذیرد تا اینکه دیدن تعدادی عکس برهنه در بین وسایل دخترش او را سکته میدهد. وجود دوقلوهای به هم چسبیدهای که چهرهشان نشان میدهد از شرق آسیا هستند در زندگی دختر که به تازگی پدرش فوت شده و ادامه پروژه عکاسی برهنه اینبار از دختر، مسیر زندگی تمامی شخصیتها را به نوعی تغییر میدهد. خلق فضای تاریخی از سالهای ابتدایی ساخت فیلم به ویژه ساخت فیلمهای برهنه. حضور جوان عکاسی که کمکم پایش به سینما و شهرت کشیده میشود. نقش نمادین تکتک شخصیتها و عناصری که هر کدام راوی داستانی هستند که در زیر متن رخ میدهند این اثر را از یک روایت کلیشهای داستانی تکراری دور نگاه میدهد.
این فیلم که یادآور بخشی از تاریخ سینما و عکاسیست به گفتهای متفاوتترین فیلم آثار آلکسی بالبانوف کارگردان روسی است. فیلمی که فاقد لحظات دراماتیک، قصه به معنای کلیشهایاش و تعلیق است و سعی میکند با تصویر کشیدن لحظات شاعرانه، نشانههای حساب شده و در کنار هم قرار دادن این عنصار به سمت اثری هنرمندانهای قدم بر دارد که میتوان گفت به معنای واقعی کلمه سینماست. یک سینمای ناب.
پیک: ده هزار تا پوتین، خانم. مقبرهاش همینجاست. زیر پاشنههای همین پوتینها. من وظیفهام بود براتون بیارمشون. به من دستور دادن. حالا شما هر کاری دوست دارین میتونین با این پوتینها بکنین.
اسبهای پشت پنجره- ماتئی ویسنییک
نمایشنامه سه روایت از زندگی نوشتهی یاسمینا رضا به زندگی دو زوج میپردازد که یک شب را با هم میگذرانند. شبنشینی این دو زوج حقایقی از شخصیت آنها را در موقعیتهای مختلف برملا میکند. این متن که سه صحنه از این ملاقت را به تصویر میکشد در واقع سه برداشت و سه رویکرد متفاوت از یک موقعیت مشابه است. داستان مهمانی آمدن اوبر و همسرش اینس به خانهی آندری و سونیا در شرایطی روایت میشود که هر کدام از شخصیتها رویهای را پیش میگیرند. گاهی منطقی، گاهی نیمه منطقی و احساسی و گاهی کاملا احساسی. این سه شیوه برخورد شخصیتها با هم و با مسائل باعث بروز پایانهای متفاوتی برای هر یک از روایتها میشود. آندری محقیقیست که قصد دارد مقالهای که سه سال برای آن وقت گذاشته را در یکی از مجلات معتبر نجوم به چاپ برساند. چاپ این مقاله و سفارش اوبر میتواند سطح شغلی آندری را بالاتر ببرد. از طرفی اوبر علاقهای به همسر آندری پیدا کرده است. علاقهای که در سفارش او میتواند تاثیر بگذارد. سرزده وارد شدن اوبر و اینس و مشکلات شخصی بینشان و همچنین بچهی پر سر و صدای آندری و سونیا از لحظاتیست که بر پررنگ شدن تغییر شخصیتها در روایتهای مختلف، به پیش برد داستان کمک میکند. این نمایشنامه هفتمین اثر از مجموعه دور تا دور دنیاست که در نشر نی توسط خانم فرزانه سکوتی ترجمه شده است. در این کتاب میتوانید مصاحبهای با خانم یاسمینارضا و همچنین خلاصهای از زندگی و فعالیتهای ایشان را مطالعه کنید.
