نمایش چهار فیلم مستند در آخرین پنجشنبه سال ۱۳۹۱
شیوه شاغلام | کارگردان : امید عبدالهی
(نامزد بهترین فیلم نیمه بلند و برنده دیپلم افتخار و نشان فیروزه بهترین تدوین فیلم مستند از سومین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران، سینما حقیقت | برگزیده چهاردهمین جشن سینمای ایران | حضور در هشتمین جشن تصویر سال)
تا باران بعدی | کارگردان : مریم سپهری
(جایزه بهترین مستند در نخستین جشنواره بین المللی فیلم سوره | کاندید بهترین فیلم مستند در بیست و هشتیمین جشنواره فیلم کوتاه تهران | برگزیده پانزدهمین جشن سینمای ایران | حضور در نهمین جشن تصویر سال | نمایش در دانشگاه UMW در شهر میلواکی آمریکا )
ایستگاه بعد | کارگردان : محمد جعفری
(حضور در چهارمین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران، سینما حقیقت |حضور در چهارمین جشنواره فیلم شهر)
پس از ۱۷ روز | کارگردان : بابک بهرام بیگی
(حضور در جشنواره فیلم Annapolis | حضور در جشنواره فیلم Culture Unplugged Doc Fes | حضور در ششمین جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران، سینما حقیقت | برگزیده پانزدهمین جشن سینمای ایران)
زمان : پنجشنبه -۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۱- ساعت ۱۸:۳۰
سالن سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
از همه ی دوستدارن دعوت بعمل می آید
اگر چه امسال هرمزگان در جشنواره فیلم کوتاه تهران نماینده ای نداشت اما در باقی جشنواره سنگ تمام گذاشت.
امسال از جشنواره سینما حقیقت که فیلم مانگرو، ساخته ی عزیز قاسمی در آن حضور داشت و در بخش نگین خلیج فارس جایزه ای نیز دریافت کرد، تا کنون شاهد حضور چند فیلم و فیلمساز دیگر در جشنواره های متعدد بودیم.
فیلم «گفتگوی منتشر نشده ژاله» ساخته ی مرتضا نیک نهاد در سه جشنواره دوربین دات نت، پروین اعتصامی و تصویر سال که جایزه بهترین فیلم کوتاه را در جشنواره دوربین دات نت ازآن خود کرد.
همچنین می توان به حضور دو فیلم از برادران رضایی در جشنواره فیلم تصویر سال به نام های «د هند آف گاد» و «آئین باران» اشاره کرد. فیلم «د هند آف گاد» نیز در بخش جنبی پنجمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر در بخش فیلمهای مستند به نمایش در می آید.
لازم به ذکر است که فیلم «جنگ در همسایگی» ساخته ی ایمان و احسان رضایی که پیش از این توسط اداره ارشاد هرمزگان توقیف و اجازه ی نمایش در جشنواره ای را کسب نکرده بود شب گذشته ۵ اسفند ماه ساعت ۱۹ از شبکه ی مستند به روی آنتن رفت.
(بهتر نیست اداره ی کل ارشاد استان هرمزگان در سیستم سانسور و ممیزی های خود تجدید نظری کند؟ امور سینمایی یک شهر کوچک به اسم بندرعباس سانسور و در نطفه خفه کردن استعدادهای فیلمسازی را آنچنان فعالانه انجام می دهد که نتیجه ای جز نابودی سینمای آن شهر را ندارد، یا شاید هم سیستم ممیزی بسیار پیشرفته تر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دارد که کسی خبر ندارد. فقط می توان گفت جای تاسف است).
همچنین در جشنواره دانشجویی فیلم نهال امسال، فیلم «با من حرف بزن» ساخته ی علیرضا احمدی در چهار بخش کاندید دریافت جایزه شد.
پ. ن : اگر در نام بردن فیلمها و جشنواره ها اسمی از قلم افتاده در قسمت کامنت ها درج نمایید تا در این پست افزوده شود. با تشکر.
اینروزها حتی سکوت هم از سکوتم به تنگ آمده !
نویسنده : این روزا
که راه بی افتی ببینی خونه ی تک تک کلاغایی که ته تمام قصه های عالم نرسیدن کجاست…
نوشته بود :
اگه دست من بود تو که نبودی میدادم پارکو تعطیل کنن! یعنی چی یه مشت آدم وضو نگرفته جای خاطرات ما بشینن!
همان موقع داشتم می مردم و توی دلم می گفتم : دهنت سرویس، از همان حرف ها زدی که تا ابد نباید فراموش بشود. که فراموش هم نمی شد.
یک سری خیابان و مسیر هستند که تا چند وقت پیش مرده بودند . نه صدایی نه حسی…
فقط کافیست نفس بکشیم آنجا، با هم. خودش زنده می شود. البته این ها را نگفته بودم. نقشه بود تمامشان که بعدا چیزی برای چانه باشد، لج کنیم و بعد بی افتیم توی کوچه و خیابان های این مملکت کوفتی و تک تکشان را باز زنده کنیم.
فعلا یک پارک نجات پیدا کرده بود. یک نیمکنت و یکی دو تا خیابان…
—-
بعدها پلیس گزارش داده بود که خیابان های شهر یکی یکی دارد کم می شود. تمام خیابان هایی که به دریا ختم می شد یا تمام آدم ها، خاطراتشان نیستند. فقط روی نقشه های قدیمی شهرداری تعدادی خیابان هست که به دریا می رسند. رئیس پلیس یکجا هم با چشمانی اشک بار تاکید کرده بود که هیچ اثری از رد پاهای خودش و معشوقه اش نیست. حتی تخته سنگی که عصرهای جمعه رویش می نشستند و به دریا خیره می شدند.
دوست خوبم منا نحوی برای زباله هایی که در حین ساخت فرش خاکی تولید می شود، پیشنهاد جالبی دارد. در همین زمینه اقداماتی نیز انجام داده. اگر دوست دارید به این حرکت فرهنگی و زیست محیطی کمک کنید از وبلاگ ایشان دیدن کنید.
آدرس وبلاگ رادیو منا
دلم تنگ رویاهایت شده! باز هم از خاطرم بگذر تا بدانم هنوز هم یادم در خاطرت جاریست!!
نویسنده : این روزا
بر اساس IP هایی که به داستان ی مختلف رای داده اند نتیجه ی نهایی بهترین داستان به انتخاب بازدیدکنندگان سایت در چهارمین دوره جایزه داستان های ده کلمه ای فراموشی لی به شرح زیر می باشد :
۷۶۴ – امروز صبح خانه اش را مصادره کردند،زمانی کارتن محکمی بود. هدا هشمتیان(۸ رای)
۵۰۶ – کتاب قصه توی دست مادرش را بست و کنارش خوابید. مرتضی حاج رفیعی(۵ رای)
۲۲۲- -وقتی شنیدم یاد جنگ افتادم
– چی شنیدی
– آهنگ مدرسه موشها . فاطمه باقریان(۴ رای)
۸۲ – بنشین کنارم…….اتل متل ….پاتو ورچین….سالهاست پایت را ورچیده ای. مهدی عظیمی(۳ رای)
۲۵۶- مرد آرام میخوابید ، زن از رمان بیرون می آمد هر شب . مریم آرامش(۳ رای)
۶۹۵ – با صدای شیون بیدار شد خود را در آینه ندید. منا نحوی(۲ رای)
۴۸۲- مادر امیدوار نفس آخر را کشید جوان برای آب دوید. بی بی فردوس سید آسیابان (۲ رای)
۴۴۵- مرگ
ساعت را کوک کرد …
دیگر بیدار نشد… یگانه سعادتی فر(۲ رای)
۱۵- مشکل دیگری یادش آمد،
هندزفری را بیشتر توی گوشش چپاند. ادریس میرویسی (۱ رای)
۲۵ـ امروز عاشوراست. امام حسین (ع) با ما قهر کرده، مادر ناهار پخت. مهدی خدادای(۱ رای)
۱۴۸- گربه زیر ماشین جا خوش کرد؛ همه جا برف بود. فرید حسینیان تهران(۱ رای)
۱۷۱- چشمهای دلقک با گریم صورتش نمی خواند. شهناز انسان (۱ رای)
۲۷۳ -آغوشش سرد شد.
صدای یک خط ممتد، حک . راضیه مهدی زاده(۱ رای)
۲۹۸- پسرک دلیل آمدنش را خواست.
مادر از جنگ گفت و دلخوشی. راضیه مهدی زاده (۱ رای)
۳۲۵- سوت خمپاره – سرت و بدزد … برگشتم برای تشکر . تنش سر نداشت. حسین عبدی(۱ رای)
۳۶۵- بلایتد اووم
زن بلاخره بار دار شد اما نطفه پوک بود. ناهید شمسی(۱ رای)
۳۸۵- با آب سرد وضو گرفت . صدایی از خود شنید . برگشت. آرمان اعتمادی(۱ رای)
۵۸۷- سلام
-سلام آقا
احمق مگه کوری من زنم. داوود قنبری (۱ رای)
۷۲۲- رفاقت
دختر روی آینه توالت برای پسر نوشته بود: ایدز! مریم بیات تبار(۱ رای)
۸۲۶- در خوابهایم،پدرم زنی است موطلایی با دو پستان. علی محمد علی زاده (۱ رای)
۸۷۱- با پست چی ازدواج کرد بس که معشوقهاش برایش نامه نوشت. مجتبی حسن زاده(۱ رای)
۹۶۲- پنجشنبه ۲۴ آذر؛۲۴ آذر جمعه،یکسال بی تو گذشت. ادریس سعیدی (۱ رای)
۹۶۸- -هواخوری-
یک ساعت شد یک سال. جسدش شناسایی نشد. مصطفی توفیقی (۱ رای)
۹۷۲- پیرمرد فراموشیش کار دستش داد ، دیروز یادش رفت نفس بکشد. سید محمدجواد میر صفی (۱ رای)
