این عکس از یک تابلوی تبلیغاتی در آمریکا گرفته شده است .

پ . ن : بخش تبلیغاتی تابلو را حذف کردم .

| ۴ نظر

وقتی مزاحم تلفنی زنگ میزنه با خشونت یا هر طور دیگه ای بهش می فهمونید که دیگه زنگ زنه . با کسی که زمانی مزاحمتون نبوده بدتر از مزاحم تلفنی رفتار نکنید . انسانه .

| بدون نظر

۱- مصرف کننده های همیشگی هستیم اما نه از عقل و نه از احساس . هیچ . همه را گذاشته ایم توی صندوقچه ی تاریخ که شاید روزی . یک نفر . از راهی دور بیاید و عقل و احساسمان را بگذار کف دستمان و بگوید : بیا . اینها را فراموش کرده بودی .
۲- جمعه ای که گذشت ، بچه های دلهای پاک باز برنامه ای برای کودکان سرطانی داشتند . برنامه ی مینیمال خوبی بود . از همینجا به تمامشان خسته نباشید می گویم .
۳- در بین همه بچه ها پسر بچه ای بود به نام مهدی . نگاه عجیبی داشت که هنوز فراموش نکرده ام . چند لحظه ای به من خیره شد تا اینکه آخر شکست خوردم و نگاهم را چرخاندم سمت دیگری . چهره ی خسته ای داشت . انگار قرن هاست که با دنیا جنگیده و خواسته سهمش را از این دنیا بگیرد . حالا ضعیف و نحیف با نگاهی خسته بادکنکی را دستش گرفته و دارد به من و به بچه هایی که روی سن دارند برنامه اجرا می کنند نگاه می کند .


| ۱۲ نظر

باشه . من میرم . اما بیا قبلش بعضی واژه ها رو برای هم شرح بدیم .

| بدون نظر

یک شب که ناخوش احوال بودم ، جائی در همین فضای مجازی نوشتم :
{ توی جلسه همش احساس می کردم یه کار مهم انجام نشده دارم بعد فکر می کردم که نه من هیچ کار مهمی ندارم و نداشتن کار مهم بیشتر حالم رو خراب می کرد }

البته لازم به ذکر است که در تمام طول آن جلسه به رفتن فکر می کردم . اینکه باید جلسه را ترک کنم .
امشب جائی یک شعر از برتولت برشت خواندم . شاد گشتیم از این حس مشترک .

***

کنار خیابان نشسته ام
و راننده چرخ ماشین را تعویض می کند.
من تعلق خاطر ندارم به مکانی که از آنجا می آیم
و تعلق خاطر ندارم به مکانی که می روم.
پس چرا تعویض چرخ را با این همه
نگرانی می‌نگرم؟ 

| ۱۵ نظر

وقتی خدا
جلوی بنده هاش
زمین رو زد زمین
تو داشتی جلوی بنده هاش
خدا رو میزدی زمین
بچاره زمین
درد خودشو تحمل کنه یا بزرگی خدا رو …

| ۸ نظر

چقدر زود حرف هایی که می خواستم بگم تمام شد . از این پس فقط به هم نگاه می کنیم …

| بدون نظر

آغاز سرنگونی دیکتاتورهای خاورمیانه را شاید بشود با خود سوزی جوان تونسی دانست که بعد از این اقدام بود که مردم تونس و چند کشور مسلمان دیگر در خاورمیانه علیه دیکتاتوری سرزمینشان قیام کردند . نوشتن این متن به خاطر رفتار جوانی حدودا سی و چند ساله در میدان انقلاب بود که ساعاتی پیش اقدام به خود سوزی کرده است . اگر چه بعد از دقایقی توسط آتش نشانی خاموش شده و از طریق آمبولانس به بیمارستان انتقال داده شده اما خواستم به او بگویم اگر حرکت تو ادامه دهنده ی حرکت جوان تونسی است در واقع یک خیال واهی تو را برداشته برادر ، اگر هزاران نفر هم در همین خیابان های مملکت خودشان را به آتش بکشند ( که به اندازه کافی وسط همین خیابان ها به دار آویخته شده و با چاقو و قمه کِشی جان باخته اند ) آب از آب تکان نمی خورد . که تکان نخورده مدتیست . مردمی که به بدبختی و فلاکت عادت کنند و خو بگیرند را به این سادگی ها نمی توان به خود آورد . همین .
راستی تمام لحظاتی که داشتی در سوزش و درد ، آه و ناله می کردی کسی به دادت رسید یا همه داشتند با گوشی های تلفنشان ویدئوی جدید ضبط می کردند ؟

پ . ن : فعلا از وضعیت جوان خبری نیست .

| ۱۲ نظر

بعد یک شب نشستیم سر میز داریم شام می خوریم و تو مثل همیشه جدی هستی ، در میزنن . در رو باز می کنم ، می بینم یه سری ابراز علاقه های تو پشت در تو سرما دارن میلرزن …

| بدون نظر

مدتیست که در حال و هوای این موسیقی ام . یک اثر خوب به نام غیر عمدی از گروه راک انگلیسی به نام میوز . این قطعه  از آلبوم نخست آنها به نام شوبیز انتخاب شده . ترانه ی این اثر در مورد بیرون آمدن یک شخص از حالت افسرگی است چرا که به تازگی شادی را از طریق عشق پیدا کرده .

میوز : زئوس ، خدای خدایان یونان ۹ دختر داشت که میوز نامیده می‌شدند . در ادبیات و موسیقی میوز به معنای شخص الهام‌بخش و الهه شعر و موسیقی به کار رفته است .[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/Muse-Unintended.mp3|titles=Muse – Unintended]

واژه میوز یک کاربرد امروزی هم دارد که می توانید اینجا بخوانیدش . این پست وبلاگ را تقدیم می کنم به او .
متن ترانه را می توانید در ادامه بخوانید .

[ادامه مطلب …]

| ۱۸ نظر