و اندکی بعد خودت را غریبه و هر لحظه دورتر میابی / هیچ راهی به تو ختم نمی شود / و هراس واژه هایی که سر بریده می شوند/ آری مرگ معنای پوچش را از دست میدهد .
فیلم مالنا از آن دست فیلمهایی است که شاید بعد از تمام شدنش باز سراغ آدم می آید تا به سرنوشت شخصیتی فکر کند که تمام سعی خود را بر این نهاد که مقاومت کند . در شهری که همه علیه او ایستاده بودند . مالنا زن جوانی بود که همراه شوهرش وارد شهر سیسیلی می شود . شوهرش به جنگ می رود و مالنا مدتی را مجبور است به تنهایی در آن شهر زندگی کند . رناتو پسرک دوازده ساله ایست که عاشق مالنا می شود .
یکی از مهمترین نکاتی که در فیلم مالنا قابل توجه است ، تبدیل شدن مالنا به یک فاحشه است و اینکه چه عواملی باعث شد که او به این روز بی افتد . اصلا مهم نیست که اسم مالنا قرار است فاحشه باشد یا چیز دیگری . مالنا را آنقدر بالا آوردند که روز آخر خود مردم شهر زیر مشت و لگد های بی امان و پیاپی خود به طرز خفت باری فراری اش دادند . مالنای جوان و سر زنده در پایان همچون غریبه ای از شهر خارج می شود . تنها یک نفر متوجه رفتن او می شود . پسرکی که واقعا او را دوست داشت . یکی از جنبه های قابل بررسی این فیلم نوع و شیوه زندگی در آن دهکده ی کوچک بود که شاید با یک بار دیدن آن پی به شباهت های رفتاری مردم دهکده با زندگی اکثر ایرانی ها ببرید . رفتارهایی که کم و بیش در زندگی روزمره خود با آن بر خورد می کنیم . چشم هم چشمی ها ، غیبت ها ، بازارها و …
مردم شهر در همه حالت احساس می کردند که بهترین رفتار را انجام می دهند در قبال مالنا . حتی همان زمان که او را زیر مشت و لگدهای خود انداختند . مالنا که داشت به زندگی خودش ادامه میداد .
در زندگیتان تا به حال چند نفر را همچون مالنا بالا برده و در نهایت به زمین کوبیده اید ؟ شما اهل این حرف ها نیستید ؟ لزومی ندارد که شما اهل این حرفها باشید ، هر زمان که احساس کرده اید رفتارتان در همه حالت صحیح بوده و کوتاه هم نیامدید یعنی ممکن است ناخواسته دست به این جنایت زده باشید .
پ . ن : به حالت نگاه مالنا در هر دو عکس توجه کنید . انگار دارد به گذشته و آینده اش فکر می کند . پشت این نگاه ها حرفای نگفته ی زیادی هست .
– اسم شریفتون ؟
– تف .
– فامیلتون ؟
– سربالائی .
– آهان … تو سیستم زده شما چند وقت پیش به خاطر مشکل اخلاقیتون از بایگانی اخراج شدید . حالا دوست دارید کدوم قسمت برید ؟ اصلا می خواید منتقلتون کنیم یه شهر دیگه ؟
– نه . همینجا خوبه . مدیرکل تشریف بردن ؟
در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ است آفتاب در آن سرزمین در حال غروب است / یک SMS
فیلم دور دست ساخته ی علیرضا احمدی هنوز پس از گذشت ۴ سال از تولید آن برای سازنده و عوامل آن افتخار کسب می کند . این فیلم چندی پیش در جشنواره فیلم نهال موفق به کسب جازه بهترین تدوین و صداگذاری شد . این فیلم در بخش های بهترین کارگردانی ، بهترین تصویر برداری ،بهترین تدوین ، بهترین صدابرداری ، بهترین صداگذاری و بهترین فیلم کاندید شده بود . لازم بذکر است که تمامی عوامل این فیلم از سینماگران هرمزگانی بوده اند . برای علیرضا و عوامل سازنده آن آرزوی موفقیت می کنم .
پ . ن : راستی سراغ دارید کسی که می گفت فیلمهای بچه های استان هرمزگان ضعیف است ؟ آیا بهتر نیست قبل از همچین نظر کارشناسانه ای تعداد موفقیت های ملی و بین المللی سینمای استان را در چند سال اخیر بررسی کنیم ؟
این بار هم تو می روی ، دوباره من چشم به راهت می مانم.
می دانم پایانی ندارد…
نویسنده : این روزا
می دانم! روزی می آیی که دگر نیستم و فقط سایه ایی خاک گرفته از خاطرات من تو را همراهی می کند.
نویسنده : این روزا
به دنبال تعیین هیاتی برای تعیین الگوهای مصرف جامعه که بعضاً تعدادی از الگوهای مربوطه را نیز تعیین کرده اند ، بر آن شدیم که ما نیز الگوها یی را در قالب توصیه به شهروندان عزیز ارائه کنیم .
توضیح آنکه کسی اجبار ندارد به این توصیه ها عمل کند البته خواندن آنها ضرر ندارد . اینک این شما و این هم توصیه های ما :
حمل و نقل شهری : برای کسانی که عجله دارند و نمی خواهند وقتشان در صف اتوبوس تلف شود استفاده از درشکه را توصیه می کنیم . وسیله ای سالم وبدون دود که سازمان حفاظت محیط زیست هم با آن میانه ی خوبی دارد . برای آنهایی که خیلی عجله ندارند اتوبوسهای دست دوم شرکت واحد مقرون به صرفه است ! البته تاکسیهای دولوکس و آخرین سیستم خارجی نیز کماکان میماند برای مرفهین بی درد و بادرد !
روشنایی : در مواقعی که برق منزلتان رفته است ، استفاده ازچراغ موشی یا چراغ گردسوز مجرب است . البته اگر برق داشتید حتماً از لامپ مهتابی استفاده کنید . زیرا کارشناسان وزارت نیرو معتقدند که این گونه لامپها ، علاوه بر این که مصرف برق را کاهش میدهد برای سوی چشم انسان هم مفید است . [ادامه مطلب …]


