پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی داستان زنی (دورا) را روایت میکند که بازمانده از فاجعه سربرنیکا در بوسنی در منطقه بالکان است. او که تجربهی سخت تجاوز را از سر گذرانده حالا به آسایشگاهی منتقل شده و تحت نظر روانشناسی به اسم کِیت مراحل درمان را طی میکند. کیت که روانشناس گروه جسدیابی در همان منطقه بوده به خاطر فشار بالای روانی از یافتن جسدهایی که پیدا شده از ادامه کارش صرف نظر کرده و خودش را به آسایشگاهی منتقل میکند که در آن دورا بستریست. پیکر زن که همچون بیشتر آثار ماتئی ویسنییک صحنههای کوتاهی دارد نه تنها به زیبایی داستان زندگی کیت و دورا را روایت میکند بلکه پلیدی جنگ را به بهترین شکل ممکن نمایش میدهد. او که شناخت خوبی از بافت زندگی مردم منطقه بالکان دارد در کنار معرفی هر کدام از کشورها بخشی از رفتار جمعیشان را به تصویر میکشد. و از طرفی تنها شخصی که جنگ در سرزمینش را با گوشت و استخوان لمس کرده باشد میتواند تصویری دقیق و نزدیک از رنجی که بر مردم جنگزده رفته ارائه دهد. ماتئی ویسنییک در اسبهای پشت پنجره و تماشاچی محکوم به اعدام مواضع ضد جنگ خود را بار دیگر به زیبایی نشان داده بود. او در این متن اشاره میکند: «در جنگهای میان نژادی اروپا، تجاوز همسنگ تخریب خانههای دشمن، کلیساها یا عبادتگاههای دشمن، آثار فرهنگی و ارزشهای اوست» اما این اصل را نه تنها در جنگ میاننژادی اروپا که به عنوان یک اصل کلی در تمامی جنگهای جهان میتوان قلمداد کرد که بیش از هر کشتهای این زنان هستند که مورد هجوم دشمن قرار میگیرند چه خودشان چه با از دست دادن عزیزانشان. انتخاب دو کاراکتر زن برای پیشبرد داستان از آن انتخابهای هوشنمندانهایست که تاثیرگذاری متن را دوچندان کرده است.
در نهایت با بهبود شرایط دورا، کیت به کشورش آمریکا باز میگردد و دورا تصمیم میگیرد فرزندنش را به دنیا بیاورد. فرزندی که تا پیش از این معتقد بود فرزندش نیست و پدر و مادرش جنگ هستند.
شاید یکی از بهترین بخشهای این متن آنجاست که دورا تصویری عمیق و غمزده از کشور جنگزدهاش ارائه میکند: «کشور من شبیه اون مادریه که میبینه اونیفورم پسرش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو میدوزه و بعدش پسرش رو خاک میکنه»، «کشور من اون مادربزرگیه که با شروع جنگ مجبوره فرار کنه و قبل از رفتن میره خاک جلو خونهش رو میبوسه».
نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» نوشتهی ماتئی ویسنییک چهاردهمین اثر از مجموعه دورتادور دنیا با ترجمه تینوش نظمجو در نشر نی به چاپ رسیده است.
نمایشنامه مهمان ناخوانده نوشتهی اریک امانوئل اشمیت، داستان فروید و دخترش آنا را روایت میکند که قبل از ترک کردن وین با یک مامور نازی به مشکل بر میخورند. مامور دختر فروید را با خود برده و سعی میکند با توجه به وصیت نامهای که از فروید پیدا کرده از او اخاذی کند. اما در این میان حضور فردی ناشناس که هویتش تا پایان داستان به خوبی مشخص نمیشود، فروید را با چالشهای جدیدی روبرو میکند. فروید که خداناباور است کمکم توسط مرد ناشناس که ادعای خدایی میکند به شک میافتد. آنها در مورد گذشته فروید و عدم باور داشتن او به خدا بحث میکنند. در نهایت با راهی که شخص ناشناس پیش پای فروید میگذارد او و دخترش از دست نازیها رها شده و شرایط ترک کردن وین برای آنها فراهم میشود.
سرراست بودن قصه و اتکا بر چند شخصیت محدود و محوری عین «فروید» و در کنار آن «فرد ناشناس» امکان تصویرسازی آسانتری را به مخاطب مبتدی نمایشنامهخوانی میدهد. از سویی تمرکز بر مفاهیمی چون ایمان داشتن به خدا و عدم باور به او اگر چه از جایی ریتم پیش برد داستان را دستخوش تغییر میکند اما در عدم از همگسیختگی روایت نقش مهمی را ایفا میکند. با اینکه متن «مهمان ناخوانده» چندین بار اجرای صحنهای داشته اما ثابت بودن لوکیشن، شخصیتهای محدود و از طرفی تکیه بر دیالوگ برای پیش برد روایت از آن دست مواردیست که مسیر را برای تبدیل شدنش به نمایش رادیویی هموار میکند.
این نمایشنامه که در مجموعه دورتادور دنیا در نشر نی منتشر شده، سیزدهمین اثر از این سلسه نمایشنامههاست که توسط تینوش نظمجو ترجمه شده است.
«در یک خانواده ایرانی» نمایشنامهای از محسن یلفانی، نمایشنامهنویس ایرانیست که پس از مهاجرت به فرانسه آن را نوشته. این متن که به یک بعد از ظهر خانواده ایرانی میپردازد داستان دختری به نام مژده است که به خاطر حضور در گروههای سیاسی ابتدای انقلاب کشته میشود. بعد از گذشت چند سال خانواده و نزدیکان هر پنجشنبه به بهشت زهرا رفته و یاد او را زنده نگه میدارند. حالا در سالگرد کشته شدنش که بستگان دور هم جمع شدهاند، با حضور معنوی دختر در خانه و همکلام شدنش با اعضای خانواده ما به ابعاد گستردهتری از روابط عمیق او با خانوادهاش پی میبریم. او که الگوی تمام فامیل بوده هنوز بعد از گذشت ۱۲ سال از رفتنش کسی این فقدان را کامل نپذیرفته. حالا به بهانهی جمع شدنشِ همه فامیل، زخمهای کهنه نیز در گفتگوها باز میشود. دائی خانواده از این می گوید که پسرش از احساس گناهی که از کشته شدن مژده داشته به جنگ رفته و کشته شده.
«در یک خانواده ایرانی» یازدهمین اثر از مجموعه دورتادور دنیاست که در نشر نی به چاپ رسیده است.
«تماشاچی محکوم به اعدام» یکی دیگر از نمایش نامههای مهم نویسنده رومانیایی ماتئی ویسنییک است که به صحنه محاکمهای میپردازد که در حضور مخاطبان جلسه دادگاه یکی از تماشاچیان را برگزار میکند. تمامی اعضای دادگاه به گناهکار بودن تماشاچی مورد نظر اتفاق نظر دارند، اما با همین حال به دنبال شاهدی میگردند که بر گناه کار بودن تماشاچی شهادت بدهد. آنها تمامی اعضای نمایش از جمله: پاره کنندهی بلیط، جامهدار، کافهچی تئاتر، عکاس، یکی از تماشاچیها، کارگردان، نویسنده و حتی یکی از افرادی که در خیابان به انتظار خانوادهاش ایستاده را نیز به عنوان شاهد وارد دادگاه میکنند که بر جنایت کار بودن تماشاچی شهادت بدهند. اما در نهایت با بینتیجه ماندن شهادتِ افراد تصمیم بر این گرفته میشود که حکم بر اعدام تماشاچی صادر شود. در همین حین شاهدین قبلی شاهد جدیدتری را به دادگاه می آوردند. او کسی نیست جز شخصی که در جنگ بیناییاش را از دست داده. اما او فقط میخواهد به همهگان بفهماند پس از جنگ و پس از نابیناییاش کسی را در جهان ندارد و تنهای تنهاست.
اکثر آثار ماتئی ویسنییک که به نقد جنگ و تاثیرات پس از آن میپپردازد این بار نیز با گرفتن انگشت اتهام به سمت تمامی دادگاههای ناعادلانه و تماشاچیانی که از دست رفتن حقوق شهروندان را به نظاره مینشینند با زبانی طنز آنها را به چالش میکشد. این متن از آن دست آثاریست که اجرا در کامل شدن آن نقش مهمی را ایفا میکند. تماشاچی محکوم به اعدام دهمین اثر از آثار چاپ شده در مجموعه دورتادور دنیا و ترجمه تینوش نظمجوست که در نشر نی به چاپ رسیده است.
«خیانت» نوشتهی هارولد پینتر از نمایشنامهنویسان معاصر انگلیس است که بعد از دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۵ عنوان کرد که دیگر نوشتن نمایشنامه را ادامه نمیدهد. «خیانت» داستان خیانت چندین سالهی زن و مردی را روایت میکند که مدتها به دور از چشم همسران خود با هم خانهای اجاره کرده و عصرها در کنار هم زندگی میکنند. حالا پس از گذشت چند سال زن که با همسرش نمیتواند زندگی کند به مردی که سالها توسط او به همسرش خیانت میکرده و حالا با او ارتباطی ندارد تماس میگیرد و قراری با هم میگذارند. آنها در کافه کمی با هم هم کلام شده و مرد متوجه میشود که همسر زن از چند سال قبل متوجه این خیانت شده و هیچ واکنشی به این مساله نداشته. ما در نه صحنه مختلف به زمانهای دور و نزدیک میرویم و کمکم ریشهی ارتباط زن و مرد را در بین اتفاقات ریز و درشت زندگیشان میکاویم. خیانت زن و مرد از زمان ازدواج زن شروع شده. زمانی که مرد به عنوان ساقدوش داماد در مهمانی عروسی شیفته زن شده و در حالت مستی سعی میکند خودش را به او نزدیک کند.
این نمایشنامه از دو جنبه قابل بررسیست. اول این که این نمایشنامه بر خلاف آثار ابتدایی پینتر همچون اتاق که حال و هوای آثار بکت را دارد به حال و هوای آثار داستانی ریموند کارور نزدیک شده است. و دوم اینکه استفاده از شیوهی روایت معکوس، با قرار دادن صحنهها به گونهای که کمکم به شروع شکل گیری داستان برسیم این متن را به اثری روان، دوست داشتنی و پرکشش تبدیل کرده است. از طرفی این شیوه روایت را تا آن زمان کمتر در آثار ادبی و سینمایی شاهد بودهایم. خیانت از آن دسته از نمایشنامههایی است که میتوان از جنبههای روانشناسی نیز آن را بررسی کرد. «خیانت» نهمین اثر از مجموعه دورتادور دنیاست که در نشر نی توسط نگار جواهریان و تینوش نظمجو ترجمه شده است.
پیش از این نمایشنامهی «داستان خرسهای پاندا…» که ماتئی ویسنییک نوشته بود را خوانده و با یک نمایشنامه دیگر برای اجرا تلفیق کرده بودم. از اسبهای پشت پنجره تنها یک اجرای متفاوت دیده بودم که در برج آزادی اجرا شده بود تا اینکه فرصتی دست داد که بتوانم متن را هم بخوانم. در اجرا یکی از صحنههای تاثیرگذار مربوط به صحبت پدر و دختر بود که این بار بعد از خواندن متن صحنه صحبت مادر و فرزند جای خودش را به آن داد. صحنهای تلخ سرشار از عشق مادر به تنها فرزندش که قرار است به جنگ برود. این اولین متن ضدجگنی بود که از ماتئی ویسنییک میخواندم. متنی که در دل آن طنز تلخی از واقعیت جنگ را در خود جای داده است. این نمایشنامه سه موقعیت مختلف از به جنگ رفتن مردهایی را روایت میکند که انگار تنها مرد در خانه هستند. مادری فرزندش را با تمام وسواسهایی که دارد به جنگ میفرستد. دختری پدرش که حالا ناتوان از جنگ برگشته و ویلچر نشین شده را نگهداری میکند و زنی که عاشقانه شوهرش را دوست دارد با وی در مورد جنگ و مسایل دیگری صحبت میکند. اما انگار تمامی این لحظات به دیالوگهایی بدل گشته که حالا زنها در نبود مردهای خانه با خود دارند. موتیف حضور شخصی با عنوان پیک (که خبر مرگ یا مجروح شدن را به زنها میدهد)، حضور شیر آب که اکثرا از آن به جای آب، مادهای سیاه رنگ خارج میشود و حضور اسبی پشت پنجره که انگار اینبار نشانهی پاک بودن خود را از دست داده و به نمادی برای جنگ تبدیل شده متن را به یک اثر پر از نشانه تغییر داده است. نشانههایی که ماتئی ویسنییک آنها را از دل باورهای مردم کشورش و یا کهن الگوها به امانت گرفته و با هنر خود تبدیل به اثری تاثیرگذار در حوزهی آثار ضدجنگ کرده است. اسبهای پشت پنجره هشتمین نمایشنامه از مجموعه دورتادور دنیاست که توسط تینوش نظم جو ترجمه و در نشر نی به چاپ رسیده است.
نمایشنامه سه روایت از زندگی نوشتهی یاسمینا رضا به زندگی دو زوج میپردازد که یک شب را با هم میگذرانند. شبنشینی این دو زوج حقایقی از شخصیت آنها را در موقعیتهای مختلف برملا میکند. این متن که سه صحنه از این ملاقت را به تصویر میکشد در واقع سه برداشت و سه رویکرد متفاوت از یک موقعیت مشابه است. داستان مهمانی آمدن اوبر و همسرش اینس به خانهی آندری و سونیا در شرایطی روایت میشود که هر کدام از شخصیتها رویهای را پیش میگیرند. گاهی منطقی، گاهی نیمه منطقی و احساسی و گاهی کاملا احساسی. این سه شیوه برخورد شخصیتها با هم و با مسائل باعث بروز پایانهای متفاوتی برای هر یک از روایتها میشود. آندری محقیقیست که قصد دارد مقالهای که سه سال برای آن وقت گذاشته را در یکی از مجلات معتبر نجوم به چاپ برساند. چاپ این مقاله و سفارش اوبر میتواند سطح شغلی آندری را بالاتر ببرد. از طرفی اوبر علاقهای به همسر آندری پیدا کرده است. علاقهای که در سفارش او میتواند تاثیر بگذارد. سرزده وارد شدن اوبر و اینس و مشکلات شخصی بینشان و همچنین بچهی پر سر و صدای آندری و سونیا از لحظاتیست که بر پررنگ شدن تغییر شخصیتها در روایتهای مختلف، به پیش برد داستان کمک میکند. این نمایشنامه هفتمین اثر از مجموعه دور تا دور دنیاست که در نشر نی توسط خانم فرزانه سکوتی ترجمه شده است. در این کتاب میتوانید مصاحبهای با خانم یاسمینارضا و همچنین خلاصهای از زندگی و فعالیتهای ایشان را مطالعه کنید.
«آدریانا ماتر» را شاید به خاطر فرمت و استایل مناسب برای اجرای اپرا نباید با یک اثر درام مناسب با اجرای صحنهای مقایسه کرد. این نمایشنامه داستان سر راست یک دختر و پسر جوانی که در یک مهمانی رقص با یکدیگر آشنا میشوند را روایت میکند. پسر مدتی بعد میخواهد با دختر ارتباط برقرار کند اما دختر به خاطر شخصیت پسر از این ارتباط سرباز میزند. تا اینکه در کشور جنگی در میگیرد و پسر به عنوان یک نیروی نظامی به خانه دختر حمله کرده و به او تجاوز میکند. از این تجاوز پسری به دنیا میآید که هفده سال بعد پس از اینکه متوجه میشود به خاطر یک تجاوز به دنیا آمده، سعی میکند پدرش را پیدا کرده و او را به قتل برساند. او پدرش که حالا نابینا شده را پیدا کرده و در یک لحظه تصمیمش عوض میشود که او را بکشد. در نهایت مادرش با خرسندی به او میگوید که من سالیان سال فکر میکرد خون یک انسان پلید و پست و هیولا در رگهای توست اما با این تصمیمت مطمئن شدم که تو پسر من هستی و خون من در رگهای توست. «ما انتقام خود را نگرفتیم، اما نجات یافتیم».
«آدریانا ماتر» که نام شخصیت اصلی این نمایشنامه نیز هست، نام ششمین اثر از مجموعه دورتادور دنیاست به نویسندگی «امین معلوف» نویسنده لبنانی ساکن فرانسه و ترجمه «حسین سیلمانینژاد» که در نشر نی منتشر شده است.
«تجربههای اخیر» داستان تسلسل و تکرار آدمهاییست که در یک قرن زیستهاند. دختری(نادیا) که از یک رابطهی غیر شرعی پس از پنج سال صاحب یک دوقلو به اسمهای اینگردید و تریسی میشود، تصمیم میگیرد که مدتی از معشوقش(اندرو) جدا شده تا دوباره پس از مدتی همدیگر را پیدا کنند. دوقلوها بزرگ میشوند و تصمیم میگیرند که با نامه دادن به پدرشان او را پیدا کنند. نامه ها به دست شخص دیگری به اسم اندرو میرسد. اندروی جوان از سر کنجکاوی به سراغ دخترها میآید تریسی تصمیم میگیرد با اندرو ازدواج کند، اما قبل از ازدواج اندرو به جنگ رفته و زمانی باز میگردد که تریسی به خاطر یک حمله از سمت چند ناشناس کشته شده. آندرو تصمیم میگیرد که با اینگرید ازدواج کند. ازدواج صورت گرفته و آنها پس از مدتی صاحب فرزندی میشوند به اسم آندرهآ. پس از گذشت ۱۸ سال، در جشن تولد ۱۸ سالگی آندرهآ، اندرو یک روانشناس دورهگرد را از مرگ نجات داده و به خانه میآورد. روانشناس با آندرهآ همبستر شده و همان روز او را ترک میکند. او نه ماه بعد دختری به دنیا میآورد و نامش را نادیا میگذارد. نادیا پس از آنکه به سن قانونی میرسد آندرهآ را ترک کرده و به روستایی میرود و مشغول کشاورزی میشود. تا اینکه آندرهآ تاب نیاورده و سراغ او رفته و دوباره نادیا را به خانه باز میگرداند.
«تجربههای اخیر» به تکرار رفتار آدمی و تجربههای مشابه نسلهای مختلف میپردازد. تجربیات و رفتارهایی که که نسل به نسل و به طور غریزی در انسانها و موقعیتهای مختلف تکرار میشوند. تجربههای اخیر را به خاطر فضاسازیاش شاید بتوان در دستهی آثار مینیمال قرار داد. «تجربههای اخیر» نمایشنامهای از نادیا راس و جکوب ورن است که امیررضا کوهستانی آن را بازنویسی کرده و در مجموعه دورتادور دنیا به چاپ رسیده است.
«همهی افتادگان» را شاید بتوان پیش از آنکه روایت یک قصه ساده و سرراست دانست باید یک بازی کلامی به همراه همان جریان سیال ذهن خاص بکت قلمداد کرد که در آثاری چون مالون میمیرد نیز آن را شاهد بودیم. «همهی افتادگان» به طور نمادین داستان پیرزنی را روایت میکند که مسیری را باید تا ایستگاه قطار طی کند. ایستگاهی که قرار است در آنجا همسرش، آقای رونی را زیارت کند. در این مسیر هر بخشی را با یکی از اهالی روستا هم صحبت میشود. ابتدا با کریستی پسر گاریچی، در ادامه با آقای تایلر دلال و بازنشسته ی ارز که با دوچرخهاش کمی با خانم رونی هم صحبت می شود، در ادامه آقای اسلوکم کارمند پیست اسب سواری که او را با ماشینش تا ایستگاه میرساند و در ادامه تامی، باربر ایستگاه که او را همراهی کرده و نزدیک پله ها میرساند و دوشیزه فیت که او را کمک میکند تا از پلههای ایستگاه بالا برود. پس از کمی گفتگو میان اهالی روستا قطار که مبداش را نمیدانیم کجا بوده به ایستگاه میرسد و مسافرها از آن پیاده میشوند، از جمله همسر خانم رونی که نابیناست. او به کمک یک پسربچه به کنار خانم رونی میآید. آنها مسیر تا خانه را قدم میزنند و با زبانی گاه شاعرانه به مرور خاطراتشان و اوضاع حالشان میپردازند. «همهی افتادگان» از نمایشنامههای شاخص بکت و از مجموعه دورتادور دنیا توسط مرادفرهادپور و مهدی نوید ترجمه شده است.
شاید یکی از شاخصههای مهم این نمایشنامه را بتوان استفاده از یک دیالوگ جمعی بین تمامی شخصیتهای حاضر و غایت و همچنین تمامی اصواتی که منبعشان در صحنه نیست نام برد. گفتمانی که ممکن است بین خانم رونی و دوشیزه فیت باشد اما نگهان آقای برل رئیس ایستگاه هم وارد میشود، و یا زنی در میان صحبتها خارج از صحنه با دخترش که همانجاست هم صحبت میشود. در اینجا قرار بر این نیست دیالوگ تنها پیرامون یک موضوع و تنها بین دو شخص شکل بگیرد، هر شخصیتی هر آن از هر آنچه که فکر میکند سخن میگوید. بیاینکه منتظر پاسخی باشد و یا به گفتگویی دعوت شده باشد. «همهی افتادگان» از آن دست آثاریست که با هر بار خواندنش به درک بهتر و بیشتری از آن میتوان رسید.