«خریدن لنین» مجموعه داستانی از چند نویسنده غالبا آمریکائیست که آثار جذابی در آن گرد هم آمده است. از دست دادن انگار تم کلی تمامی آثار این مجموعه است. مثل پسری که پدر و مادرش، مردی که همسرش و یا خانوادهای که فرزند خود را از دست دادهاند موضوعاتیست که بیشتر در این مجموعه به چشم میخورد. و به طور کل میتوان گفت این مجموعه داستان آدمهای غمزدهایست که هر کدام چیز مهمی را در زندگیشان از دست دادهاند. مرگ، جدا شدن، تغییر و بدبختی در تمامی آثار مشهود است اما با همین حال نمیتوان طنز تلخ موجود در چند داستان را نادیده گرفت. داستان «خریدن لنین» نوشتهی میروسلاف پنکوف، «دروغگو» از توبیاس ولف و داستان «۱/۳، ۱/۳، ۱/۳» نوشته ریچارد براتیگان که شاید بتوان آن را شاهکار این مجموعه دانست. کنکاش روانکاوانه در برخی از شخصیتها، خلق شخصیتهای کمتر پرداخت شده در آثار داستانی، این مجموعه را خواندنی کرده. مخصوصا داستان «کشاورز آمیش» که به نوعی یک درس داستاننویسی هم محسوب میشود. خریدن لنین از مجموعه آثار داستانی نشر ماهیست که توسط امیرمهدی حقیقت ترجمه شده. یک ترجمه خوب و روان که تاثیرش در داستان براتیگان هم مشهود است. خواندن این مجموعه به علاقمندان ادبیات داستانی پیشنهاد میشود.
مجموعه داستان به «انتخاب مترجم» کاری از احمد اخوت است که داستانهایی از نویسندگان مختلف را به فارسی ترجمه کرده و در کنار هر داستان تحلیلی را نوشته. این تحلیلها گاهی به خود اثر پرداخته و گاهی حواشی پیرامون آن داستانها را شامل میشود. خواندن آثاری متفاوت و مینیمال از نویسندگان مختلف دریچه تازهای از داستان کوتاه را در مقابل چشمان خواننده باز میکند، به خصوص آثاری که تا به حال به فارسی ترجمه نشدهاند. در این بین این داستانها از باقی آثار حال و هوای جذابتری داشتند: «باد میوزد» کاترین مانسفیلد- «مثل چیزی که مادر درست میکرد» شرلی جکسون- «تیغ» ولادیمیر ناباکوف- «تجدید دیدار» جان جیپور- «دختر» جامیئیکا کینکائید- «لنگه جوراب» لیدیا دیویس – «جوراب»تیم اوبرین- «گور گم شده» برنارد مالامود- «رمز» جین ناکس- «شروع کرده به آزار» جیمز لاسدون.
«به انتخاب مترجم» در نشر افق به چاپ رسیده است.
الفبای گورکنها مجموعه داستانی از هادی کیکاووسی نویسنده ایرانیست که سیزده داستان کوتاه را شامل میشود. داستانهایی که به نوعی به حال و هوای کنونی جامعه می پردازد. اگر چه خیلی از داستانها حال و هوای جنوب ایران (هرمزگان) و شهرهای و جزیرهای آن را به تصویر میکشد اما مسائلی که شخصیتها با آن دست و پنجه نرم میکنند مسائل روز ایران است. مسائلی که همواره خواننده به نوعی با آن در محیط اطرف خود روبرو شده است. الفبای گورکنها فضایی رئال و در برخی جاها سوررئال از جامعه را با زبانی گاه طنز و گاهی تلخ و گزنده به تصویر میکشد که آنها را خواندنی میکند. نگاه سمبولیک کیکاووسی به جهان پیرامونش باعث خلق روایتهایی بدیع شده که کمتر در داستانهای کوتاه فارسی نمونهای از آن سراغ داریم.
پنج داستان در این مجموعه را بیشتر از باقیشان دوست داشتم. پنج داستانی که علاوه بر زبان و فضاسازی، ایدههای خوبی هم داشتند: الفبای گورکنها، اطلس رنگی بازرسی گوشت، جلد جلاد، مقدمات فراگیری جهل مرکب، گلولهها و استخوان. در پایین بخشی از داستان گلولهها و استخوان را میخوانید. بخشی که در پشت جلد کتاب هم آمده است:
منیر گفت: صدای پا میآید.
داوود گفت: شهردار است. چقدر جوان است. ریشهای توپی بیشتر بهش میآید. گفتم: تفنگ را چقدر جدی سمت ما نشانه میرود. منیر گفت: چرا ما را میکشند؟ داوود گفت: چون در شادی آنها تو غمگین بودی.
برای علاقمندان به داستانهای کوتاه کتاب «مردی که کشتمش» پیشنهاد خوبیست که بتوان تعدادی از داستانهای کوتاه نویسندگان آمریکایی را خواند و با نویسندگان آن آشنا شد. مخصوصا که به گفتهی مترجم برخی از این نویسندگان برای اولین بار است که داستانی از آنها به فارسی ترجمه میشود. به جز چند داستان که آنچنان با باقی مجموعه همخوانی ندارد باقی آثار نه تنها ایدههای خوبی دارند بلکه ترجمه روان این مجموعه نیز به تاثیرگذاری آن کمک کرده است. از داستانهای خوب این مجموعه میتوان به: مردی که کشتمش، افادهایها، گروه فشار، اندوخته، سنگینی، پسرم قاتل است و کمونیست اشاره کرد. این مجموعه با ترجمه اسداله امرایی در نشر افراز به چاپ رسیده است.
«آمریکا وجود ندارد» مجموعه داستانی از پتر بیکسل را بیش از آنکه بخواهیم گزیدهای از سه مجموعه داستان این نویسنده در نظر بگیریم، باید مجموعهای از ایدههای کوتاهی دانست که شاید هر کدام برای ساخت یک فیلم کوتاه داستانی و یا تجربهگرا مناسب باشد، ایدههایی گاه به شدت بدیع و جذاب و گاه دم دستی و تکراری. کوتاه بودن هر داستان، ایدهمحور بودن اکثر آثار و همین طور برشهایی که نویسنده در قسمتهای مختلف داستان در روایتش ایجاد میکند از نشانههای مختص این نویسنده آلمانیست که در هر سه مجموعه داستان او میتوان دید. خواندن آمریکا وجود ندارد یک تمرین برای شیوه دیگری از روایت، فضاسازی و شخصیتپردازیست که به نویسندگان و علاقمندانی که قصد دارند شیوههای دیگری از نگارش را تجربه کنند خواندنش به شدت پیشنهاد میشود.
رویارویی من با این کتاب به واسطه دوست هنرمندم بهشب صورت گرفت که به مناسبت تولدم آن را به بنده هدیه داد. از او سپاسگزارم.
«اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه است» نام مجموعهای ۱۶ داستانی از رومن گاری نویسنده فرانسویست که پیش از این در دو مجموعه داستان دیگر ۱۱ داستان آن ترجمه شده بود، مجموعه داستان «مرگ و چند داستان دیگر» و «قلابی».
پرندگان میروند در پرو بمیرند: داستان کافهای دور افتاده در پرو است که کافهدار آن یک روز زنی سرگردان را پیدا کرده و به کافه خود میآورد. اما کمی بعد چند نفر برای بازگرداندن او سراغش آمده وزن را با خود میبرند. تصویرسازی و خلق حالوهوای کمتر خوانده شده از رومنگاری این داستان را متفاوتتر از باقی آثارش میکند.
آدمپرست: کارل کارخانهدار یهودی که در هنگام جنگ جهانی به زیرزمین خانهاش پناه میبرد امور خانه و کارخانه را به دست باغبان و همسرش میدهد. آنها روزانه برایش غذا و روزنامه میآورند و خبرهای مربوط به جنگ را در ا ختیارش قرار میدهند. پس از مدتی برای اینکه اخبار جنگ او را نا امید و ناراحت نکند و امیدش را به انسانیت از ندهد روزنامه را از برنامه روزانهاش حذف میکند. سالها بعد از جنگ که کارل هنوز در زیرزمین خانه است و امیدش از انسانیت را از دست نداده پیر و نحیف شده. باغبان و همسرش کماکان به او نگفتهاند صلح برقرار شده و امور کارخانه و زندگی کارل را هم در اختیارشان میگیرند.
همشهری کبوتر: دو دوست برای رهایی از وضعیت بورس و دور ماندن از تغیرات اقتصادی، آمریکا را به مقصد شوروی ترک میکنند. آنها کالسکهای را میگیرند که راننده آن کبوتر است. وجود کبوتر و نگرانی این دو دوست باعث میشود که آنها سر از اداره پلیس درآورند. تاثیرات روانی این جریان برای راوی آنقدر زیاد است که در انتها متوجه میشویم راوی پس از گذشت سالها اکنون از آسایشگاه روانی این داستان را نقل میکند.
اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه است: داستان شخصی که به خاطر سفرهای زیادش شهره عام است و در روستایشان مجسمهاش را به یاد جهانگرد بودنش نسب کردهاند اما چند سال بعد پلیسی کشف میکند احتمالا یکی از آرایشگران شهر از جهانگردان میخواسته که کارتپستالهایی را از کشورهای مختلف از طرفش به خانواده، دوستان و نزدیکان و خصوصا معشوقهاش بفرستد. معشوقهای که هیچ خبری از او نداشته تا اینکه سالها بعد به او نامه مینویسد و میگوید که با آرایشگر سرشناسی ازدواج کرده و هفتبار هم از او بچهدار شده و جوابش به خواستگاری او منفیست.
تاریخیترین داستان تاریخ: شخصی به خاطر شکنجههایی که در اردوگاههای نازی شده از آلمان فرار کرده و در بولیوی مخفی میشود. پس از گذشت مدتی از اتمام جنگ و آرام شدن اوضاع آلمان، مرد یکی از دوستانش را در بولیوی میبیند که زمانی در اردوگاه با هم بودهاند و بیشتر از او هم شکنجه میشده. مرد از او میخواهد که در کارگاه خیاطی که دایر کرده همکارش شود. اما کمی بعد متوجه میشود دوستش شبها برای شخصی غذا میبرد. با تعقیبش میفهمد او شبها برای شکنجهگرش که او هم بعد از جنگ در بولیوی مخفی شده غذا میبرد. و حالا به او قول داده که دفعات بعد با او مهربانتر برخورد میکند.
این پنج داستان انتخاب شده برای این مجموعه حالوهوای جنگ و بعد از آن را هنوز در خود دارند. آدم پرست و تاریخیترین داستان تاریخ در حال و هوای جنگ جهانی دوم، و همشهری کبوتر حال و هوای آمریکا و شوروی بعد از جنگ را به تصویر میکشند. قلم خوب رومن گاری و البته ترجمه خوب این مجموعه داستان به خوانندگان داستان کوتاه پیشنهاد میشود. مجموعهای که هر کدام از داستانها جغرافیای خاص خودشان را داشته و فضایی متفاوتی را ترسیم میکند. روانشناسی شخصیتها مهمترین بخش هر داستان است که خواننده را نه تنها با موقعیت بکر بلکه با شخصیتهای منحصربفردی روبرو میکند که تا پیش از آن کمتر با آن روبرو شده است.
در مجموعه داستان «مرگ و چند داستان دیگر» با ۶ داستان روبرو هستیم؛ ۶ داستان از نویسنده فرانسوی رومن گاری که در ایران مجموعه داستان «اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه است» به سه کتاب مجزا تقسیم شده بود. داستانهایی که در ادامه به آنها میپردازیم چند داستان از مجموعه «مرگ و چند داستان دیگر» است که میتوان آن را زیر مجموعه همین کتاب اصلی دانست.
مرگ: داستان رئیس صنف کارگرانی در یک اسکله در آمریکا که بنا به رسم اتحادیه خودشان مخالفان را در بشکه کرده و با سیمان میپوشانند. رئیس مدتی پس از مجسمه کردن یکی از مخالفین از طریق ریختن سیمان بر روی او دستگیر شده و به زندان میافتد. بعد از مدتی که آزاد شده به ایتالیا مهاجرت میکند. چند سال بعد دوستان قدیمیاش برای به سرانجام رساندن وضعیت اتحادیه و تثبیت شرایط، شخصی مناسبتر از او پیدا نمیکنند، به ایتالیا رفته تا او را مجاب کنند که به عنوان رهبر اتحادیه بازگردد، اما حالا دیگر با آن دوست قدیمی روبرو نیستند. او به سمت هنر آمده و شروع کرده به خلق آثار هنری.
موضوع سخنرانی: شجاعت: از یک سخنران معروف برای ایراد یک سخنرانی مهم به هائیتی دعوت میشود، او موضوعی به اسم شجاعت را برای این سخنرانی انتخاب میکند. پس از اتمام سخنرانی اول و تا شروع سخنرانی دوم در روزهای آینده توسط یکی از اهالی که در آن سخنرانی اول هم حضور داشته دعوت میشود تا برای شکار کوسه به یکی از جزایر اطراف بروند. او این دعوت را پذیرفته و تنها به دل دریا فرستاده میشود. او از ترس حمله کوسه به طور اشتباه به بدنه قایقی که با آن به این شکار آمده بود شلیک میکند.
به افتخار پیشتازان سرافرازمان: در زمانهای نه نچندان دور به خاطر در خطر افتادن نژاد بشر دولتها تصمیم میگیرند با استفاده از علوم ژنتیک، آزمایشاتی را روی انسانها انجام داده تا بتوانند به موجودات دیگری بدل شده که بتوانند با شرایط جدید زمین زنده بمانند. یکی از مشاوران رئیس جمهور آمریکا که حالا بیشتر شبیه لاکپشت شده تا انسان تصمیم میگیرد که در بدنه دولت نباشد و در از طریق دیگری به کشورش خدمت کند.
تشنه سادهگیام: شخصی برای فرار از زندگی تجملاتی به دنبال جایی برای زندگی میگردد که پول ارزش نداشته باشد و مردم به خاطر ارزشهای اخلاقی کارها را انجام دهند. پس از گشتن زیاد بالاخره جزیرهای را پیدا کرده که بتواند آنجا بدون خرج کردن پول خدمات خوبی را دریافت کرده و زندگی مناسبی را داشته باشد. در آن جزیره زن پا به سن گذاشتهای را پیدا کرده که متوجه میشود او آثار زیاد و ارزشمندی از گوگن را پیش خودش دارد. نقاشیها را از زن گرفته و با علم بر اینکه زن نمیداند آن آثار چقدر ارزشمند هستند پول اندکی را به او پرداخت میکند. در هنگام بازگشت به فرانسه متوجه میشود این نقاشیها تمام اتودها و مشقهای همان زن است که در زمان جوانی دانشجوی نقاشی بوده و برای تمرین از نقاشیهای گوگن کپی میکرده.
بازی سرنوشت: مردی کوتاهقد در یک سیرک صاحب غولیست که او را در خدمت خود در آورده و از طریق نمایش گذاشتن او کاسبی میکند. دکتری برای معاینه او و غول وارد محل اسکان او میشود. او پی به رابطه بردهوار غول و صاحبش میبرد و اینکه غول با یک دختربچه ده دوازده ساله دوست شده و مرد کوتاهقد نمیتواند غول را از این رابطه منع کند.
دیوار: نویسندهای به خاطر نداشتن خلاقیت پیش دکترش میرود. دکتر برایش داستان یک دیوار را روایت میکند. داستانی که شاید به کار نویسنده بیاید. داستان پسر جوانی که دختری زیبا را در همسایگی خود داشته و هیچوقت جرات بیان احساس خود نسبت به او را کسب نکرده. یک شب کریسمس در اوج تنهایی صدایی را از آن ور دیوار که خانه دختر است میشود. صدایی شبیه به معاشقه. پسر در اوج تنهایی و ناراحتی نامهای نوشته و از اینکه نتوانسته به دختر زیباروی همسایه برسد احساس نا امیدی و ناراحتی کرده و بعد خودش را میکشد. بعدا مشخص میشود که دختر همسایه هم به خاطر تنهایی خودش را کشته و آن صداهای شنیده شده از آن سمت دیوار صدای جان دادن دختر بوده.
اگر چه این داستانها و داستانهای دیگری که در مجموعههای قبل معرفی شد تمامی در یک کتاب منتشر شده بود و حالا در ایران در سه مجموعه مجزا گنجانده شده اما داستانهای انتخاب شده حال و هوای نزدیکتری به مجموعه قلابی دارند. تصویریترند. غالبا پایانهای غافلگیرکننده دارند و گاه برای اقتباسهای سینمایی مناسبتر به نظر میرسند. داستان مرگ و بازی سرنوشت سمبلیکتر هستند و جا برای کنکاش و رمزگشایی بیشتری دارد. و یا آثاری که به جریانات مهم تاریخی میپردازد از جمله ارتباط آمریکا و شوروی در زمان جنگ سرد و یا اعتراضات کارگری در آمریکا که آنچنان ربطی به جنبشهای کارگری در اروپا ندارد.
کتاب قلابی متشکل از پنج داستان کوتاه، که سه اثر پیرامون جنگ جهانی و دو اثر پیرامون آثار هنریست توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است. به نظر میرسد این آثار از مجموعه داستانهای «پرندگان میروند در پرو میمیرند» که در ایران چند داستانش بیشتر ترجمه نشده، انتخاب و ترجمه شده است. این پنج داستان شامل:
- قدرت و شرافت: روایت خانوادهای که در یک روستا قرار است با مخالفین آلمان مبارزه کنند. اما آنها قصد دیگری نیز دارند. دخترشان توسط یکی از همین مخالفین حامله شده و حالا با کشتن او به دو هدف میرسند. پس از درگیری بین موافقین به فرماندهای یک آلمانی و مخالفین و کشته شدن فدور(همسایه)، پانایی (نامزد دخترشان که در سمت موافقین است) در این درگیری آنها فرمانده آلمانی را هم میکشند.
- برگی از تاریخ: تلاقی چند داستان مختلف است. زمان جنگ جهانی است و خبرنگاری در زندان منتظر حکم اعدام است. از طرفی یک فرمانده صرب و سربازش نیز به خاطر خوردن زیاد مشروب تصور میکنند که اعدام خبرنگار باعث میشود او به جهان مردگان رفته و مردهها را نیز علیه حکومت بشوراند. برای همین فرمانده خودش را حلقآویز میکند تا بتواند با ورود به جهان مردهها جلوی شورشهای احتمالی را بگیرد.
- زمینیها: دختری در حین جنگ خانوادهاش را از دست داده، سربازهای دشمن به خودش تجاوز کردهاند و باعث شده به خاطر شُک عصبی نابینا شود. عروسکفروش دورگردی دختر ار پیدا کرده و برای اینکه بتواند او را به دکتر کاربلدی برساند همراه خود به شهر میبرد. در میانه راه راننده کامیونی که حاضر شده آنها را با خود به شهر ببرد به دختر تجاوز میکند.
- عود: سفیری که در ازمیر زندگی میکند، روزها و هفتهها برای خریدن یک جنس عتیقه در عتیقهفروشیهای شهر جستجو میکند. انگار هیچ چیز آنچنان زیبایی مورد نظرش را ندارد. تا اینکه در نهایت یک عود را از سوی یکی از همین عتیقه فروشها میگیرد. او بعد از آن شروع میکند به تمرین عود. کاری که به خاطر بلد نبودنش باعث رنجش دیگران میشود. زن سفیر برای اینکه آبروی چندین و چند سالهی شوهرش حداقل جلوی خدمتکارها حفظ شود یک بار تصمیم میگیرد در حین تمرین شوهرش خودش عودی برداشته و صداهایی تولید کند. شاید اینطور دیگران باورشان شود کسی که این صداهای ناهنجار را تولید میکند خودش است نه همسرش.
- قلابی: یک کلکسیونر معروف و سختگیر با زن جوان و زیبا ازدواج کرده. او در یکی از معاملاتی که میخواهد انجام دهد تشخیص میدهد یک تابلو از ونگوگ قلابیست. فروشنده که از این رفتار کلکسیونر عصابنی شده میرود و مدتی بعد عکسی برای او میفرستد که در آن نشان میدهد همسر کلکسیونر با جراحی زیبایی به این شکل در آمده. حالا کلکسیونر با یک همسر قلابی روبرو شده. برای همین از دختر جوان جدا میشود.
ایدهها، شخصیتپردازیها و پایانهای سورپرایز کننده از اتفاقاتیست که این آثار را خواندنی میکند و یا از زاویه دیگری به جنگ نگاه میکند. مخصوصا داستان زمینیها که ایده مناسبی برای تبدیل شدن به یک فیلم کوتاه را دارد. این مجموعه برای علاقمندان به داستانهای کوتاه مخصوصا آنهایی که تازه شروع به خواندن این دست آثار کردهاند پیشنهاد میشود.
چندی پیش مجموعه داستان تاکسی نوشت به نویسندگی ناصر غیاثی را تمام کردم. داستانهای این مجموعه تماماً در محدوده زندگی یک راننده تاکسی ایرانی در غربت روایت میشد. اگر چه همهی آثار به نگارش خاطرات روزانه نزدیک است اما نویسنده سعی کرده در گزینش اتفاقات آنهایی را برای این مجموعه انتخاب کند که حداقل یک «آن» داشته باشد. یک آن که هر کدام پتانسیل تبدل شدن به داستان کوتاه را دارد. با همین حال نویسنده توانسته با روایتهای داستانی خودش را از خاطره نویسی دور کند. اگر چه اکثر داستانها در مورد روابط بین راننده و مسافر است اما در پسزمینه ما با بخش هر چند کوچکی از فرهنگ و جامعه مردم آلمان (جایی که اکثر داستانها در آن رخ میدهد) هم آشنا میشویم. نویسنده در جایی گفته بود: «اگر توانسته باشم در داستانهای این کتاب، ضمن سرگرم کردن و برانگیختن حس کنجکاوی خواننده و بعد ارضای آن، برخی از ویژگی فرهنگی آلمانیها و ایرانیهای مقیم آلمان و همزیستی یا تقابل آن را نشان بدهم، به مقصودم از نوشتن تاکسی نوشتها دست یافتهام.» که به نظرم نویسنده توانسته به این مهم دست یابد. ما در خلال رفتار مسافرها تا قسمتی با برخورد اروپاییها با خاورمیانهایها و حتی خاورمیانهایها با خودشان آشنا میشویم. کمی حال و هوای خیابانهای شهری که نویسنده در آن رانندگی میکند، نگاه گاه با محبت و حتی نگاه تحقیرآمیز برخی مسافرها که نماینده بخشی از جامعه خودشان هستند نیز در این آثار منعکس شده است. مجموعه داستان تاکسینوشت به علت کوتاه بودن داستانها میتواند پیشنهاد مناسبی برای سرگرم شدن پیش از خواب باشد.
اگرچه از بین آثار ادبیات داستانی به داستان کوتاه علاقمندم و از طرفی زیاد طرفدار مجموعه داستانهای کوتاه ایرانی نیستم، اما مدتی پیش مجموعه داستان شما از کجا بادمجان میخرید؟ نوشته دینا کاویانی را خواندم. مجموعهای نه چندان جذاب که به جز یک داستان باقی آثار یا ایدههای تکراری داشتند یا روایتشان چندان چنگی به دل نمیزد. بازنویسی کردن داستانها، کنار گذاشتن ایدههایی که نمونههای آن را در آثار کوتاه و بلند خوانده و دیدهایم و چیزی به جهان ادبیات و یا حداقل سرگرمی اضافه نمیکند میتوانست در بهتر شدن مجموعه کمک کند. تنها داستان «این موبایل لعنتی» از این مجموعه کمی خواننده را درگیر میکرد که آن هم در حجم آثار ناخوب دیگر به چشم نمیآمد.
اگر آثاری که نویسنده آن در یک کوچ اجباری یا خودخواسته وارد جغرافیا و فرهنگ جدید میشود خلق میکند را ادبیات مهاجرت بنامیم، داستانهای این مجموعه که احتمالا ماحصل سفر نویسنده به پاریس است نه آنچنان رنگ و بوی غریبی یک به غربت وارد شده را دارد و نه آنچنان حس و حال یک جلای وطن کرده. نه نگاهی از جهان جدیدِ پیش روی نویسنده به خواننده ارائه میدهد و نه حالا پس از دوری از وطن نگاه موشکافانهتری به آن جایی که در آن میزیسته دارد. شما از کجا بادمجان میخرید؟ یک بلاتکلیفی ناخواسته است. یک راوی گیر کرده در جهانی بین مبدا و مقصد.