وقتی که من نگاه کردم تو هم نگاه کرده بودی

من سکوت و آرامش را میدیدم

و اضطراب و بی قراری را تو

من روزهای بی خیالی

و روزهای تکراری را تو

من صداقت را

و خیانت را تو

ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم…

۱۰ نظر موضوع: خانه قبلی

۱۰ پاسخ به “بدون عنوان”

  1. رهبر گفت:

    سلام خوبی مطلب جالب بود دلم تکون خورد ….جمله زیبایت ما هر دو به چشمان هم خیره شده بودیم………….خیره شده بودیم گذشت. اما حالا………………………

  2. رهبر گفت:

    سلام بابت درج وبلاگم ممنون وبلاگتون درج کردم

  3. سلام
    چطورایی شهاب…..
    چرا بقیه اش رو سانسور کردی

  4. ناشناس گفت:

    سلام
    خبر موفقیتت در جشنواره را شنیدم
    بسی خوشحال شدم

    پاسخ:
    ؟

  5. بهشب گفت:

    وبلاگت طرح آزمایشی رو پشت سر میگذاره؟

    پاسخ:
    نه… واسه چی؟

  6. امیر مینابیان گفت:

    خوبی استاد                                 تمیز     و  مرتب  .
    چه خبر من امروز رفتم اوکی داد رئیس. اومدی یه وقت باید بگیریم بریم  پیش رئیس ! که پول فیلم را بگیریم بزنیم به کار تمیز و مرتب

    پاسخ:
    حتما…
    اومدم با هم می ریم

  7. بهشب گفت:

    واسه اینکه بپیچی کرانچی لئوناردو داوینچی………..هه هه هه

  8. احسان ن گفت:

    براوو

    “من سکوت و آرامش را میدیدم

    و اضطراب و بی قراری را تو “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *