آخرین حرفی که مادرش گفت این بود که تمام فریاد ها و جیغ ها را به خاطر بسپارد 

ممکن است همان فریاد ها روزی به دادش برسد...

شهاب | دسته‌‌بندی: خانه قبلی15 بهمن 1387 | ۱۰ دیدگاه

  1. امامدادی
    بهمن ۲۶, ۱۳۸۷

    سلام شهاب عزیز
    بله کاملا چسبید اونم درکنار شما دوستان عزیز

  2. رهبر
    بهمن ۱۸, ۱۳۸۷

    سلام
    جالب بود به روزم

  3. سیامک امامی
    بهمن ۱۷, ۱۳۸۷

    بابا طرف خیلی زیاد مومکین.شوخی می کنم .  (آخرین حرفی) به دلم ننشست.موفق باشی ...

  4. یک عدد محسن
    بهمن ۱۷, ۱۳۸۷

    فریاد ها همه پیامی دارند ....
    گاهی  باید فریاد ها را شنید و در سکوت به آنها فکر کرد..

  5. احسان میرحسینی (حنیر)
    بهمن ۱۶, ۱۳۸۷

    ممکنه...

    پاسخ:
    آری

  6. ...
    بهمن ۱۶, ۱۳۸۷

    حالت چطوره؟

    پاسخ:
    دیگه چه فرقی میکنه؟
    زنده ام...

  7. iranpix
    بهمن ۱۶, ۱۳۸۷

    با سلام.
    دوباره به وبلاگ شما سر زدم.
    وبلاگ من هم با پستهای جدید و باحال آپ شد..... حتمان سر بزنی

    http://iranpix.blogfa.com

  8. سلی
    بهمن ۱۶, ۱۳۸۷

    به مادر بگو زیاد سخت نگیر.
    یعنی حله

    پاسخ:
    چی؟

  9. روح اله بلوچی
    بهمن ۱۶, ۱۳۸۷

    سلام
    چطوری  لی

  10. بهشب
    بهمن ۱۵, ۱۳۸۷

    من با مادر موافقم