سر خیابون بودم. داد زدم تاکسی. سوار که شدم نامه رو باز کردم. قسم خوردم که هر دو باشیم. شروع کردم به خوندن. از تاکسی پیاده شدم. سیزده دقیقه و سیزده ثانیه بعد قسم خوردم که اون باشه و من نباشم. نمی دونم من از لحظه بعدم خبر نداشتم فقط می خواستم یکی باشه که جای خالی من باهاش پر بشه...
فاطمه
اسفند ۶, ۱۳۸۷
من یه پاکن دارم که می تونه همه چی رو پاک کنه حتا جاهای خالی رو، می خوای؟
سیامک امامی
اسفند ۶, ۱۳۸۷
جالببه.موفق باشی ...
اپی
اسفند ۶, ۱۳۸۷
یک جواب دارد جای خالی تنهایت او شما و ... دیگر هیچ
من آن هیچ ام
م.ذ
اسفند ۴, ۱۳۸۷
متوجه نشدم
حسن
اسفند ۴, ۱۳۸۷
سلام ممنون
در مورد پست پایینیت باید بگم کمبود یه شهر تمیز و نداشتن امنیت برای قدم زدن توی خیابون مهمترینشن.
جالب بود
موفق باشین
عالیه لی جوووون۰ براوووووووو
سلام با یه نظرسنجی به روزم
سر خیابون بودم. داد زدم تاکسی. سوار که شدم نامه رو باز کردم. قسم خوردم که هر دو باشیم. شروع کردم به خوندن. از تاکسی پیاده شدم. سیزده دقیقه و سیزده ثانیه بعد قسم خوردم که اون باشه و من نباشم. نمی دونم من از لحظه بعدم خبر نداشتم فقط می خواستم یکی باشه که جای خالی من باهاش پر بشه...
من یه پاکن دارم که می تونه همه چی رو پاک کنه حتا جاهای خالی رو، می خوای؟
جالببه.موفق باشی ...
یک جواب دارد
جای خالی تنهایت
او
شما
و ... دیگر هیچ
من آن هیچ ام
متوجه نشدم
سلام
ممنون
در مورد پست پایینیت باید بگم کمبود یه شهر تمیز و نداشتن امنیت برای قدم زدن توی خیابون مهمترینشن.
اگه بخوای میتونم دو صفحه کمبود برات بنویسم .
لینک شدی
خوبی عزیز راستی بندری؟
سلام
لی چطوری عزیز هنوز بندری
سلام
ده بیست سی
2k 4k red one به وبلاگ حامد صلاحی برو
(ومن ان خط سومم.مولانا)
من درک نکردم