وقت اضافه

هیشه احساس می کنم که وقت کافی نیست . یا خودم آنقدر دست دست می کنم که وقت تمام می شود یا آنقدر زمان به ذات خود کوته است که اجازه ی هیچ حرکتی را نمی دهد و یا تعریف من از زمان اشتباه است . مثل تمام تعاریف دیگری که همیشه جور دیگر می پنداشتیم و یک جور دیگر از آب در می آمد و در ذات خود جور دیگری بود . حالا مهم نیست که زمان در ذات خود چه شکلیست و ما را چه به علم فیزیک و غیر فیزیک . مهم این است که غم از دست دادن زمان و کوله بار کارهای انجام نشده بار اضافه ای شده بر کوله بار غمهای ریز و درشت گذشته . اگر تمام وقت های اضافه محاسبه می شد باید چند سالی را فقط  به کار های انجام نشده می پرداختم ...

شهاب | دسته‌‌بندی: نوشته7 فروردین 1389 | ۴ دیدگاه

  1. لی
    فروردین ۱۰, ۱۳۸۹

    سلام . ممنون . خوشحالم که اینو میگی...

  2. مینو
    فروردین ۱۰, ۱۳۸۹

    فضای مجازی که برای خودت ساختی خیلی قشنگه .... توش احساس آرامش می کنم.

  3. لی
    فروردین ۸, ۱۳۸۹

    سلام
    عید شما هم مبارک

  4. piremarde dirya
    فروردین ۸, ۱۳۸۹

    سلام...
    عیدت هم مبارک آقا...