یک مرد مسن :  ( با شخصی پشت خط )  یک زن برای این خراب میشه که به اونائی که می خواد برسه.

(  با عصبانیت و استرس این جمله ها را گفت )

پیرمرد رو به من : قبلا با تیغ ریش می زدن حالا با ریش تیغ می زنند .

( خندید و رفت )

۴ نظر موضوع: اجتماع

۴ پاسخ به “دیالوگهای یک بعد از ظهر گرم”

  1. نرگس گفت:

    ممنون؛ به خاطر توجه‌تان.

  2. نرگس گفت:

    بابا، مهم نیست. خودتان را اذیت نکنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *