دیالوگهای یک بعد از ظهر گرم

یک مرد مسن :  ( با شخصی پشت خط )  یک زن برای این خراب میشه که به اونائی که می خواد برسه.

(  با عصبانیت و استرس این جمله ها را گفت )

پیرمرد رو به من : قبلا با تیغ ریش می زدن حالا با ریش تیغ می زنند .

( خندید و رفت )

شهاب | دسته‌‌بندی: اجتماع19 تیر 1389 | ۴ دیدگاه

  1. لی
    تیر ۲۲, ۱۳۸۹

    سلام
    مرسی
    اما سعی می کنم درستش کنم
    🙂

  2. نرگس
    تیر ۲۱, ۱۳۸۹

    بابا، مهم نیست. خودتان را اذیت نکنید.

  3. لی
    تیر ۲۰, ۱۳۸۹

    سلام
    خواهش می کنم .
    متاسفانه باز این کامنت شما هم همون جوری شد ... نمی دونم چه کار کنم... !!؟
    🙁

  4. نرگس
    تیر ۲۰, ۱۳۸۹

    ممنون؛ به خاطر توجه‌تان.