زندگی سورئالیستی

چند ماهی بود که زنم مرتب به من می گفت : یک روسری برام بخر یک روسری ! ومن هم هی پشت گوش می انداختم به طوری که پشت گوشم پر از روسری شده بود تا آنکه دیشب پری شب ناگهان در بساط روزنامه فروشی چشمم به فیلمنامه ی روسری آبی افتاد و بلافاصله روسری آبی را خریدم و به منزل بردم و به زنم گفتم : بیا این هم روسری .
بی صبرانه انتظار فریاد های زنم را می کشیدم اما زنم با نهایت خونسردی  کتاب را روی سرش گذاشت و پای آینه رفت و گفت :  رنگ دیگه ای نداشت ؟

 نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان | دسته‌‌بندی: نطنز24 شهریور 1389 | ۲۳ دیدگاه

  1. لی
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    سلام
    ممنون .

  2. لی
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    خواهش 🙂

  3. لی
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    مرسی مرصاد جان . من دارم می ترشم ؟
    من دو سال از تو کوچکترم 🙂

  4. لی
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    سلام امین جان . نه متاسفانه
    🙂
    این متن دوست دیگریست . به نویسنده اش توجه کنید متوجه میشید که من نبودم
    🙂

  5. احسان ن
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    براوو.

  6. امامدادي
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    سلام
    شهاب جان مطلب دوستتون خوندم لذت بردم

  7. mersad
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    بابا ترکوندی تو جواب دادن . دمت گرم حال کردم

  8. مرصاد
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    سلام
    مرسی از تبریکت !!!
    ۲۶ سالگی زن بچه ؟ وای وای
    تو یهکم به فکر خودت باش هنرمند داری ترش میفتی. برات آرزوی میکنم بختت باز بشه.
    توهم موفق باشی تو زندگیت

  9. امين
    شهریور ۲۷, ۱۳۸۹

    سلام بر آبروشن گرامی
    به نظرم کم کم داری به حرفهام توجه می کنی و بلاخره تصمیم گرفتی...

  10. فسیل زنده
    شهریور ۲۶, ۱۳۸۹

    سلام
    ما اینیم دیگه!

  11. فسیل زنده
    شهریور ۲۶, ۱۳۸۹

    سلام
    خیلی ممنونم.

  12. مسعود
    شهریور ۲۶, ۱۳۸۹

    زیبا بود

  13. لی
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    سلام
    احسان جان
    ممنون از لطفت . البته این متن نوشته ی دوستمه . در مشخصات این پست نام نویسنده آمده . این کار از فسیل زنده است .

  14. احسان
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    سلام شهاب
    سوال و جواب بهم اومدند مرسی عالی خوب باشی .

  15. لی
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    سلام
    ۱ - آقای فسیل زنده باید پاسخ بدهند ولی باز هم ممنون 🙂
    ۲ - متاسفانه وبلاگ من بر اساس فایر فاکس طراحی شده ، طوری که اگر با مرور گر دیگری مثل اینترنت اکسپلورر یا حتی فایر فاکس ۴ هم باز کنید کمی درهم نشون میده . فایر فاکس و اون هم ورژن ۳ درست نشون میده همه چیو ...

  16. لی
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    سلام بر جناب امید سبز
    ۱ - ان شا الله در فرصت های آینده مجالی پیدا کنم و در خدمت شما استاد عزیز درس دموکراسی را تحصیل کنم ...
    ۲ - در مرحله اول شما با سانسور نام خودتون ، قسمتی از شخصیت خودتون رو نشون دادید ، حتی الان هم که دارید اعتراض می کنید به این وضعیت ... کامنت و انتقاد و اعتراض شهامت می خواد که شما متاسفانه با حذف اسمتون مقدار شهامت خودتون رو نشان دادید .
    ۳ - حالا یک نکته برای یادآوری : شما اگر قصد انتقام یا انتقاد یا افشاگری یا هرچیزی که خودتون می دونید رو دارید . بهتره وبلاگی رو ایجاد کند و در اون نظرات خودتون رو بنویسید . وبلاگ دیگران جای این کارها نیست ... ( مخصوصا قسمت نظرات )
    ۴ - قسمت نظرات هر مطلب مربوط به همون مطلبه . اگر من مطلبی در مورد گروه مذکور نوشته بودم ، شما می تونستید نظر خودتون رو بنویسید ، فکر نمی کنم اون متن شما هیچ ارتباطی به نوشته من داشته باشه.
    ۵ - اگر وب من برای شما خنده داره لزومی نداره بیاید و بخونید ، دموکراسی از دید شما یعنی هر وبی که باب میلتون بود وب خوب و هر وبی که مطابق با اون نبود ، وب خنده دار و مسخره ایست .
    ۶ - این نوع خطاب کردن در پایان متن هم بیشتر به قماش ساندیس خور مربوطه دوست عزیز . بهتره اسم دیگری برای خودتون انتخاب می کردید.
    ۷ - اگر برای تخریب نام سبز تلاش می کنید بدونید که هیچ گاه موفق نخواهید شد ...

  17. نرگس
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    ۱- به این‌کار قطعاً می‌شد گفت سورئال. کار خوبی بود.
    ۲- ببخشید! این صفحهء نظرات را من این‌جوری می‌بینم یا نه واقعا به هم ریخته است؟

  18. نرگس
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    ۱- به این‌کار قطعاً می‌شد گفت سورئال. کار خوبی بود.
    ۲- ببخشید! این صفحهء نظرات را من این‌جوری می‌بینم یا نه واقعا به هم ریخته است.

  19. امید سبز
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    آقای آبروشن
    ادعای واهی دموکراسی دیگه برازنده ی شما نیست
    خودتو با حذف و سانسور کامنت ما نشان دادید.
    تو هم یکی از آنها هستی
    وقتی سانسور و جیره خواری تو خون همه ی شماست پس دیگه حرفی نیست
    این وبت هم خیلی خنده داره برام زاقارت خان

  20. لی
    شهریور ۲۵, ۱۳۸۹

    🙂

  21. جیغ
    شهریور ۲۴, ۱۳۸۹

    ولی من یادم نمیاد که روسری سفارش داده باشم؟؟؟؟

  22. من
    شهریور ۲۴, ۱۳۸۹

    :))

  23. لی
    شهریور ۲۴, ۱۳۸۹

    فوق العاده بود مهدی جان . تو از اینا هم بلدی و رو نمی کنی؟
    🙂