بی معنی

اصولا برای حل مسائل ریاضی باید توجه کرد که وقتی در مسابقه ی استقلال و پرسپولیس سربازان حافظ سازمان ملل به گرانی سیب زمینی اعتراض می کنند و کانگ را با رآکتور اتمی می نویسند تعجبی ندارد که پلنگ صورتی به نشانه ی ابراز هم دردی با ابوالهل دست به دامن پیر عیسی شود . اما باید دقت کرد که چون نمی توان در کره ی مریخ گلابی پرورش داد باید در هنگام دور زدن از تقاطع سرعت خود را کم کنیم و دقیقا به همین خاطر است که فرمول آشپزی را یاد نگرفتم . منتهی چون عموی گابریل گارسیا مارکز هیچ نسبتی با پسر خاله ی لئوناردو دی کاپریو ندارد می توان برای حل مسائل ریاضی با اجازه ی بزرگترها از قضیه ی فیثاغورث استفاده کرد . ( مخ من سوت کشید ، شماها رو نمی دونم )

نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان | دسته‌‌بندی: بدین سان، نطنز5 اسفند 1389 | ۱۳ دیدگاه

  1. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    در جواب این دوست عزیز باید عرض کنم که این مطلبو در یک شب گرم تابستونی ودر حالی که کاملا کلافه بودم نوشتم.

  2. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    راستش این حسو تاحالا تجربه نکردم چونکه ماهواره ندارم.!

  3. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    لی جان،در اصل این متنو برای شرکت در مسابقه ی بی معنی نویسی که در ساله ۷۸ در طنز و کایکاتوربر گذار شد نوشتم و فرستادم.نمی دونم که چاپ شد یا نهچون که بعداز اون در خریدن مجله وقفه افتاد .

  4. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    خیلی ممنونم. محبت دارید.

  5. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    اگه می دونستم که مشکل حل بود.

  6. فسیل زنده
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    خدا کنه که اینطور باشه!

  7. لی
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    این متن از من نیست بهشب جان . از فسیل زنده نویسنده دیگه این سایته ...

  8. بهشب
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    یک متن ابزورد.شبیه منولوگ لاکی شخصیت نمایشنامه در انتظار گودو.
    بسیار مشتاقم بدونم تو چه حالتی این را نوشتی شهاب؟

  9. پدربزرگ
    اسفند ۷, ۱۳۸۹

    سلام
    یه حسی مثله عوض کردن کانلهای ماهواره تو ظهر جمعه به آدم دست میده (تجربه شخصی)

  10. لی
    اسفند ۶, ۱۳۸۹

    یاد مجله طنز و کاریکاتور انداختی منو
    🙂

  11. احسان ن
    اسفند ۶, ۱۳۸۹

    خیلی خوش حالم داری دوباره می‌نویسی

  12. احسان ن
    اسفند ۶, ۱۳۸۹

    ببخشین کی ب کیه؟!

  13. نرگس
    اسفند ۵, ۱۳۸۹

    کمی زمان می‌برد اما قول می‌دهم که آخرش خوب بشوید. ؛-))