مروارید آبی

واژه ها دانه های آبی رنگی هستند که تو به گردن آویخته ای
و شعر
لباس ابریشمی اش را به تن تو کرده است

شهاب | دسته‌‌بندی: نظم و نثر13 اسفند 1389 | ۱۵ دیدگاه

  1. لی
    اسفند ۲۳, ۱۳۸۹

    بله دوست من . این رو در اینجا گفته بودم یک بار

  2. سینما منو تو
    اسفند ۲۳, ۱۳۸۹

    راست گفتی اندازه ی ما نیست!

  3. لی
    اسفند ۲۲, ۱۳۸۹

    حکایت شعر حکایت لباس عشق است . اندازه ی من نیست

  4. ناشناس
    اسفند ۲۲, ۱۳۸۹

    حالا تو شعر را به گردن آویخته ای
    و متن، به رسیدن آمده است

  5. بهشب
    اسفند ۱۷, ۱۳۸۹

    منظورم تصویر شعر است دوستان

  6. لی
    اسفند ۱۶, ۱۳۸۹

    ممنون
    🙂

  7. لی
    اسفند ۱۶, ۱۳۸۹

    کدوم تصویر ؟
    البته شاید منظور بهشب تصویر شعر بوده

  8. نرگس
    اسفند ۱۶, ۱۳۸۹

    راستش من یه کم گیجم؛ تصویر را نگرفتم.

  9. بهشب
    اسفند ۱۶, ۱۳۸۹

    تصویر زیبایست

  10. لی
    اسفند ۱۵, ۱۳۸۹

    اهان
    ممنون

  11. احسان ن
    اسفند ۱۵, ۱۳۸۹

    چیدن واژه، دانه ابی رنگ، شعر و ... کنار هم

  12. لی
    اسفند ۱۴, ۱۳۸۹

    سلام
    برای چی ؟

  13. احسان ن
    اسفند ۱۴, ۱۳۸۹

    ۳پاس لی عزیز

  14. لی
    اسفند ۱۴, ۱۳۸۹

    🙂
    از زمانی که این خونه ساخته شده بود ... اصلا یکی از گزینه هایی که توی طراحی این قالب اصرار داشتم باشه همین بود . نزدیک به یک سال پیش بود که اومدم توی این خونه جدید .
    قابلی نداره آقای منصوری...

  15. مسعود
    اسفند ۱۴, ۱۳۸۹

    روبان سبز رو عشقه! راستی قبلا هم بود یا تازه اضافه شده؟