یه جارو برقی سراغ دارم که بیست و سه ساله خالی نشده . بیست و سه ساله که هر چی ریخته تو خودش به زور نگه داشته که مبادا فراموششون کنه . کیسه اش رو باز کنی می بینی پر از خاطرات نصف و نیمه است که یا خودش با دلخوشی کشیده تو یا به اجبار چپوندن تو حافظه اش . هنوز بین اون آت آشغالا چیزای با ارزشی پیدا میشه .

۱۴ نظر موضوع: بدین سان

۱۴ پاسخ به “جارو برقی”

  1. اینروزا گفت:

    سلام،دستت درد نکنه حالا دیگه ما شدیم آت وآشغال….!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. اینروزا گفت:

    بعدشم جارو برقی حافظه نداره.

  3. احسان ن گفت:

    مم نون لی عزیز
    ای کاش …

  4. اینروزا گفت:

    سلام،موفق باشی

  5. سلام. ممنون که سر زدید.
    این جارو برقی بهتر است بعضی چیزهایش را خالی کند.

  6. امیرعلی گفت:

    اونا آت و آشغال نیستن شهاب عزیز ، در و گوهرن ، گنجینه اند . 🙂

  7. نرگس گفت:

    حالا توی این گیر و دار ِ آشغال بودن، خوبه که ما توی لایه های بالاتر هستیم. از این که آن پایین توی لایه های زیری، لای گرد و خاک باشم، احساس خفگی می کنم.؛-)
    شوخی کردم. کشف جالبی بود؛ در مضمون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *