خانه های سیاه

پدر هر روز
جدولی حل می کرد
شاید سه حرفی
افقی
نان در بیاید
مادر اما یک عمر
این سه حرفی ها را
عمودی
رنج دیده بود

شهاب | دسته‌‌بندی: نظم و نثر3 مرداد 1390 | ۱۵ دیدگاه

  1. لی
    مرداد ۱۵, ۱۳۹۰

    سلام .
    خوشحالم از اینکه خوشتون اومده دوست عزیز .

  2. دسامبر سفید
    مرداد ۱۰, ۱۳۹۰

    چقدر خوب نوشتی خیلی خوشم اومد

  3. ناشناس
    مرداد ۹, ۱۳۹۰

    🙂

  4. لی
    مرداد ۶, ۱۳۹۰

    سلام
    لطف دارید
    من هم از این بایت خوشحالم .

  5. پیرفرزانه
    مرداد ۶, ۱۳۹۰

    فوق العاده بود. بی نظیر . ممنون .
    ضمنا متشکر به خاطر پیام تبریک تان . خوشحالم از داشتن دوستان نادیده ای چون شما.

  6. لی
    مرداد ۵, ۱۳۹۰

    سلام
    متاسفانه این روش غلط بوده و هست

  7. لی
    مرداد ۵, ۱۳۹۰

    سلام
    بله مطالعه شد .

  8. سلام
    مرداد ۵, ۱۳۹۰

    نمیدونم چرا تو دنیای مجازی بعضی نظرات غیرمنطقی و بی نام ونشان ارایه میشود منتظر نظرات شما هستیم

  9. بهشب
    مرداد ۵, ۱۳۹۰

    هنرمندان هرمزگان به داد هرمزگان برسید.مطلبی از رضا دبیری نژاد
    http://dabirinezhad.blogfa.com/post-203.aspx

  10. لی
    مرداد ۴, ۱۳۹۰

    ممنون. : )

  11. نرگس
    مرداد ۴, ۱۳۹۰

    خیلی خیلی زیبا بود؛ خیلی.

  12. لی
    مرداد ۴, ۱۳۹۰

    بله . مادر .

  13. لی
    مرداد ۴, ۱۳۹۰

    سلام
    نوشته های من و شما ندارد احسان جان

  14. احسان رضائی
    مرداد ۳, ۱۳۹۰

    مادر

  15. احسان ن
    مرداد ۳, ۱۳۹۰

    لی عزیز نوشته‌هات دارد دل‌مان را می‌برد کم‌کم

    مم‌نون