فراموشــی

یک چیزی در همه این عکس ها عوض شده است
یا تو از سر جایت
تکان خورده ای
یا من تو را دیگر نمی شناسم

شهاب | دسته‌‌بندی: نظم و نثر3 مهر 1390 | ۵ دیدگاه

  1. لی
    مهر ۴, ۱۳۹۰

    ممنون . راستش همون حس لحظه ام بود که اینطوری نوشتمش . خیلی جاها متاسفانه توجه نمی کنم تو جمله بندی هام . بعضی وقتا بعد از مدتی تازه متوجه میشم که چه اشتباهی کرده بودم ..

  2. لی
    مهر ۴, ۱۳۹۰

    ممنون . راستش همون حس لحظه ام بود که اینطوری نوشتمش . خیلی جاها متاسفانه توجه نمی کنم تو جمله بندی هام . بعضی وقتا بعد از مدتی تازه متوجه میشم که چه اشتباهی کرده بودم ..

  3. نرگس
    مهر ۴, ۱۳۹۰

    تصویر زیبایی داشت.
    یک پیشنهاد: نظرتان چیست که جای کلمهء «تو »و «دیگر» را عوض کنید؟

  4. لی
    مهر ۳, ۱۳۹۰

    و من تو را

  5. احسان میرحسینی
    مهر ۳, ۱۳۹۰

    ama man tora mishenasam