و قصه سفر آغاز می شود
می خواستم وقتی میرم .
هیچی . بیشتر نگران مادر و پدرم هستم . همین .
پ. ن : نمی خواستم اینطوری برم . می خواستم قبلش دلم قرص باشه . که یکی هست . نذاشت . نخواست . نموند و هر چی فعله که با « نـ » شروع میشه .
می خواستم وقتی میرم .
هیچی . بیشتر نگران مادر و پدرم هستم . همین .
پ. ن : نمی خواستم اینطوری برم . می خواستم قبلش دلم قرص باشه . که یکی هست . نذاشت . نخواست . نموند و هر چی فعله که با « نـ » شروع میشه .
ای بابا ای بابا 🙂
خودتو دست کم نگیر حاج آقا تهرانی
گشتم نبود . نگرد نیست . 😐
گشتم نبود . نگرد نیست . 😐
اره . دقیقا خداوند بزرگترین انگیزه اش از ساخت عادت, وجود ما ایرانیا بوده . ما همیشه عادت می کنیم ...
اون رو که یادم نرفته . تازه مزاحمت های من شروع میشه . 🙂
همیشه حرفتو قبول داشتم رفیق . انشاالله .
جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی .
قابلت رو نداره احسان ن . 🙂 همین
🙂
دز تاویل پذیریش بالاست . اما خب فقط با یه نفرم .
نمی دونم چی بگم . این لباس از اول اندازه ی من نبود صدی ...
عادت میکنیم؛ بدبختی، به همه چیز عادت میکنیم!
درضمن یادتان نرود که اینجا، دوستانی داریدها!
نگران نباش ، همیشه گفتم بازم میگم همه چی به وقتش درست میشه ،باورکن "اندکی صبر سحر نزدیک است"
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
عاشق این نوع نوشته هاتم لی عزیز. ای پایان باز:-)
بعد وقتی پست عاشقانه میذاری
میگم این با خودشه؟
با خداس؟
با حضرت علیِ؟
با امام زمانِ؟
نامه سرگشاده س؟
آخرشم من هیچ وقت نفهمیدم اصن کسی تو زندگیت هست
نیست
فضول نبودما
ولی اینقد محافظه کاریتم اعصاب آدمو خراب میکرد