اخبــار نیــمروزی زمان خواندن: ۱ دقیقه وضعیت ما وخیم گزارش شده گریه از چشم ها بند نمی آید شاعران شهر را آب با خود برده است ···
احسان ن ۸ مهر ۱۳۹۰، ۲۰:۰۷ هنوز گاهی, گاهگاهی ب چشم های من خیره می شوی در خواب معصومانه نگاه. اشک هات همه چیز را لو می دهد. همین پاسخ
صابر سالاری سردری ۱۱ مهر ۱۳۹۰، ۱۱:۲۱ آقای استاندار به دیار شگفتی ها خوش آمدید http://www.hormozgani-salam.blogsky.com /۱۳۹۰/۰۷/۱۱/post-۲۶/ پاسخ
اینروزا ۱۲ مهر ۱۳۹۰، ۱۴:۲۵ آرزوها به دلم بودو به جایی نرسید فرصت از دست شدو کار من از کار گذشت …. ای که از کوچه ی تنهایی ما میگذری گوش کن ناله ی من از سر دیوار گذشت نمیدونم منظورتون همین بود یا نه؟! پاسخ
هنوز گاهی, گاهگاهی ب چشم های من خیره می شوی در خواب معصومانه نگاه. اشک هات همه چیز را لو می دهد. همین
گاهی یادم می اید که هنوز دوستت دارم .
ای داد و بیداد؛ فکر کنم کار از دست شده! ؛-)
فرصت از دست شد و کار من از کار گذشت … 🙂
ناله ی من از سر دیوار گذشت….!!!
اون مصرع دومش هم می نوشتی ….
آقای استاندار به دیار شگفتی ها خوش آمدید
http://www.hormozgani-salam.blogsky.com
/۱۳۹۰/۰۷/۱۱/post-۲۶/
از وخامت گذشته ایم
شاید هم درگذشته ایم
یکی برای ما فاتحه معی صلوات…
به قول پناهی به همین هم قانع ایم …
آرزوها به دلم بودو به جایی نرسید فرصت از دست شدو کار من از کار گذشت …. ای که از کوچه ی تنهایی ما میگذری گوش کن ناله ی من از سر دیوار گذشت نمیدونم منظورتون همین بود یا نه؟!
نه . همون اولی درست تره …
ببخشید بد نوشتم
خواهش 🙂