واژه ها
که خوردش میکنی تو
روح را انسان از سر راه نیاورده
قرار نیست کار سختی بکنی
فقط حواست
به واژه هایی باشد
که پخش می کنی
مسئولیتشان را خودت بپذیر
هنوز واژه هایی از تو هستند
که پیونده خورده اند
جمله شده اند
و تو بچه هایشان را
ندیدی
که در ذهن من
لگد می زنند
لگد می زنند
که این بچه ها شبیه هیچ کسی نیستند
یک حس دورند
انگار
حسرت با حسرت
همبستر شده باشد
این بار هم...
که هیچ جوری ، و شاید تا ابد هی لگد بزنن.
که هیچ جوری هم سقط نمیشن...
اونا صدی ، همونا ...
😐
ممنون احسان جان
این هم باز از اون حس های مشترکه که می فهمیمش.
آخ آخ آخ
اونا که در نطفه خفه میشن
اونا
عالی بود و اشنا
مم نون لی عزیز
سپاس ادریس جان 🙂
جالب بود