1. لی
    مرداد ۲۰, ۱۳۹۱

    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
    نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان / نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
    سر فرا گوش من آورد به آواز حزین / گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
    عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند / کافر عشق بود گر نشود باده پرست
    جناب حافظ

  2. ادريس
    مرداد ۲۰, ۱۳۹۱

    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافریست رنجیدن

    "حافظ"

  3. لی
    مرداد ۲۰, ۱۳۹۱

    بسیار عالی . ممنون احسان جان.

  4. احسان ن
    مرداد ۲۰, ۱۳۹۱

    "افلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون ماهت نخوانم، ای فزون از ماه ها و سال ها"

    مولوی

  5. لی
    مرداد ۱۸, ۱۳۹۱

    به به . به به . عالی . ممنون ادریس جان.

  6. ادریس
    مرداد ۱۸, ۱۳۹۱

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

    "حافظ"

  7. لی
    مرداد ۱۸, ۱۳۹۱

    درخواست ساده ایست . فقط شعر ...

  8. ادریس
    مرداد ۱۸, ۱۳۹۱

    بیا...