بد زمونه ایه والا... خانمه سر چهارراه نمی دونست اشکاشو پاک کنه یا از ازدحام شلوغی و ترافیک ماشینش رو در ببره. (واقعی) شهاب | دستهبندی: بدین سان7 آبان 1391 | ۴ دیدگاه
دلیلم از نوشتن این متن، پارادوکسی بود که اون لحظه اتفاق افتاده بود دقیقا 🙂
داستان واقعیه.
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی ، شمعی روشن کن.
والا...
بد زمونه ایه...