قصه های نیمه شب که راه بی افتی ببینی خونه ی تک تک کلاغایی که ته تمام قصه های عالم نرسیدن کجاست... شهاب | دستهبندی: بدین سان1 اسفند 1391 | ۱۰ دیدگاه
حوصله اش رو داری؟
بریم شهاب؟
آره. درسته... 🙂
اره. گاهی قصه ها با همین وضعیت آغاز میشن...
با خوندن اون فصه ها, این قصه جون می گیره...
قصه تازه بعد از رسیدن شروع می شود !
آره . این هم خودش یه قصه است.
🙂
اول قصه هاشون رو بخونیم خو:-)
🙂
آره
عجب پیشنهادی
🙂