قصه های نیمه شب

که راه بی افتی ببینی خونه ی تک تک کلاغایی که ته تمام قصه های عالم نرسیدن کجاست...

شهاب | دسته‌‌بندی: بدین سان1 اسفند 1391 | ۱۰ دیدگاه

  1. لی
    اسفند ۹, ۱۳۹۱

    حوصله اش رو داری؟

  2. صدی
    اسفند ۸, ۱۳۹۱

    بریم شهاب؟

  3. لی
    اسفند ۵, ۱۳۹۱

    آره. درسته... 🙂

  4. لی
    اسفند ۵, ۱۳۹۱

    اره. گاهی قصه ها با همین وضعیت آغاز میشن...

  5. احسان ن
    اسفند ۴, ۱۳۹۱

    با خوندن اون فصه ها, این قصه جون می گیره...

  6. کلاغ
    اسفند ۴, ۱۳۹۱

    قصه تازه بعد از رسیدن شروع می شود !

  7. لی
    اسفند ۲, ۱۳۹۱

    آره . این هم خودش یه قصه است.
    🙂

  8. احسان ن
    اسفند ۲, ۱۳۹۱

    اول قصه هاشون رو بخونیم خو:-)

  9. لی
    اسفند ۲, ۱۳۹۱

    🙂
    آره

  10. ادریس
    اسفند ۲, ۱۳۹۱

    عجب پیشنهادی

    🙂