اگر اختلاف نظرهای زیادی با سعید عقیقی دارم اما با این بخش حرفش موافقم:
[ﮔﻮﯾﺎﯼ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼﻣﺎﺳﺖ.ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﮑﺮﺩﯼ ﻣﺤﻠﯽ، ﺑﯿﻨﻨﺪﮔﺎﻥﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ” ﺟﻮّ “ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ (ﻭ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻧﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ) ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛ﺑﯽ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﮐﻨﺪ، ﯾﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﯼ ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﺩ .]۱
چیزی که در این چند سال جشنواره فجر دیده ام. گاهی صف های طویل که در بین مخاطب ها با موارد عجیبی هم برخورد می کردم.
۱) منبع: فیسبوک شخصی عقیقی
سه جایزه و یک تقدیر برای هنرمندان هرمزگانی در تئاتر فجر. خیام مویدی در بخش پوستر، علیرضا داوری در بخش طراحی صحنه، حامد علیزاده در بخش موسیقی، وتقدیر از خانم مریم سالاری برای بازیگری. تبریک به این عزیزان به خاطر موفقیت های اخیرشان.
این روزها تیاتر استان هرمزگان دوران پر جنب و جوش و خوبی را پشت سر می گذارد. هم حضور فعال بچه های نمایش در جشنواره فجر. هم حضورهای پر رنگشان در اجراهای خارج از کشور. این بدان معناست که مسىولیت این گروه ها هر روز سخت از گذشته می شود. با آرزوی موفقیت برای ایشان و همچنین سایر رشته های هنری.
*اینجا قرار بود محل درج یک شعر عاشقانه باشد
من ۲۲ سال دیر اقدام کردم
تو را پیش از این خدا سروده بود
* امروز روز شروع تاریخ زمین است
تاریخ میلادی تو
* رامی میگه:
مه با تو ای بخترین یار،هنو یه دنیا کار اُمهسته…
همیشه برخی واژه ها یک معنی را نمی دهند.
واژه ها بسته به محل قرارگیری، کلمات پس و پیششان ممکن است معانی متفاوتی بدهند.
کلمه «در» ممکن است معنی وسیله ای که از چوب یا فلز ساخته می شود را بدهد، معنی درون نیز بدهد.
کلمه «بر» ممکن است معنی بغل را بدهد، روی چیزی بودن را نیز معنی دهد.
حالا این «بر» یا «در» را کجا و قبل و یا بعد از چه کلماتی استفاده کنیم هم ملاک است.
ممکن است بر را قبل از یک کلمه یا بعد از یک کلمه مشخص استفاده کنیم.
—————-
میله بر دستش بود، میله در دستش بود
(معنی: میله را با دستش گرفته)
اینجا در و بر یک کاربرد، یک معنی و یک تصویر را دارند.
حالا با جا به جا کردن کلمات معنی تغییری نمی کند.
دستش بر میله بود.
(معنی : میله را با دستش گرفته)
دیدید، با جابه جا کردن کلمات تفاوتی در معنی یا تصویری که ارایه می دهد بوجود نیامد.
حالا مثالی دیگر:
دست بر دست یار گرفت
دست یار بر دست گرفت
در اینجا نیز با جابه جا کردن دست یار نیز تصاویر و معانی یکسان است.
فاعل یک کار را انجام داده.
(دست یار را با دست گرفته است)
(نکتهی بدیهی اینجاست که کلمات «در» و «بر» در برخی موارد با جا به جا شدنش کلمات قبل یا بعدشان ممکن است معانی برعکسی را بدهند که این جز ویژگی های زبان است و طبیعی است)
مثل : لیوان در دست ، دست در لیوان
یا
سر بر بالشت گذاشت. بالشت بر سر گذاشت
اینکه زبان این ویژگی را دارد تا بتواند در موارد مختلف انعطاف از خودش نشان دهد از زیباییهای زبان است. وگرنه از دل این زبان ادبیاتی بوجود نمی آمد، و تمامی متون پا را فراتر از نامه های اداری نمی گذاشتند. برای زبان نمی شود نسخه پیچید(نسخه ای که در آن همه چی فرموله شده است، مخصوصا برای ادبیات)، دلالت های ضمنی زبان را وارد فضای پیچیده تری می کند. لااقل تا کنون شاعران ایرانی نشان داده اند که زبان فارسی ویژگی های زیادی دارند.
خوبیار سالاری
خوبیار را می توان پیوند دهنده ی نسل پیشین سینماگران هرمزگانی همچون فروزان کهوری، مرحوم گرمساری و موسی کمالی دانست که کماکان به فعالیت های خود ادامه می دهد. مهمترین فیلم او «نام من بشکرد» است، فیلمی تاثیر گذار که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران در سال ۸۷ توانست مخاطبین بیشماری را تحت تاثیر قرار دهد. این فیلم به درخواست مخاطب های جشنواره تکرار شد.
برادران رضایی(احسان رضایی- ایمان رضایی)
همیشه فیلم های برادران رضایی حرف و حدیث هایی را با خود به همراه داشته است. چه از لحاظ فرم که غالبا سعی بر آن دارند از فرم های رایج در مستند سازی یا قصه گویی بگریزند و چه در مرحله ی نمایش که غالبا مورد بی مهری اداره های مربوطه ی بازبینی قرار می گیرند. تا به حال مجوز نمایش برای دو فیلم آنها به نامهای «جنگ در همسایگی» و «کشند قرمز» صادر نشده است. «کشند قرمز» و «د هند آف گاد» از این دو برادر فیلمساز از آثار متفاوت مستند در استان هرمزگان به حساب می آیند. فیلم «د هند آف گاد» تا به حال در جشنواره های اردی بهشت، جشنواره منطقه ای سنندج، جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره تصویر سال، جشنواره ی هنرهای تجسمی فجر راه پیدا کرده است. همچنین این فیلم در جشنواره ی اردی بهشت جایزه ی بهترین فیلم مستند تجربی را کسب کرده است.
مهرداد امیرزاده
مهرداد امیرزاده با سابقه ی طولانی حضورش در سینمای استان آثار کمی را ساخته است. اولین فیلم او به نام« take it easy» را می توان یکی از آثار متفاوت سینمای استان دانست. این فیلم تشکیل یک زندگی مشترک را به سادگی به تصویر می کشد. این فیلم که سال ۸۵ توسط محمدرضا اصلانی نیز تحسین شده بود اجازه نمایش در جشنواره ای را کسب نکرد. مهرداد پس از این فیلم دو فیلم مستند و یک فیلم داستانی نیز ساخته بود. مستند «سبابه بر رنگ» که به زندگی حسین احمدی نسب، نقاش و کارگردان هرمزگانی می پردازد در بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز حضور داشت. فیلم «انتهای راهرو هفت دقیقه» نیز توانست از جشنواره ی هشتم اردی بهشت جایزه بهترین تصویربرداری را کسب کند.
حامد کریمی پور
حامد کریمی پور نیز همچون مهرداد امیرزاده با حضور طولانی اش در سینمای کوتاه آثار کم اما مهمی را در کارنامه ی خود دارد. فیلم «لوح محفوظ» ساخته ی مشترک او و امیرحسین فتوحی فیلم شاعرانه ایست که به زندگی مردم در حاشیه ی ساحل می پردازد. این فیلم پر از تصاویر زیبا و سرشار از زندگی است. فیلم بعدی او به نام «آواز و پریزاد» که اثری مستند داستانی از زندگی «قنبر راستگو» جفتی نواز مطرح هرمزگانی است، یکی از آثار مهم در سینمای استان به شمار می رود. کارگردانی صحیح و اصولی، پیوندی خوب بین دنیای واقعی راستگو و فضای ذهنی هنرمند ایجاد می کند. حامد پس از این فیلم، مستند نیمه بلند «کنیز» را کارگردانی کرده است.
مرضیه دهقانی
شاید بتوان به جرات گفت یکی از فعال ترین سینماگران استان مرضیه دهقانی است، او بیش از ده سال است که فعالیت های سینمایی خود را آغاز کرده است. در این مدت قریب به ۱۲ فیلم مستند و داستانی ساخته که فیلم داستانی «آن روز که…» در جشنواره فیلم کوتاه تهران در سال ۸۰ (هجدهمین دوره ی آن) حضور داشته، همچنین این فیلم در جشنواره بین المللی رشد مقام سوم را کسب کرده است. این فیلم پیش از جشنواره فیلم و عکس اردی بهشت، در اولین هفته فیلم و عکس مسافر اردی بهشت نیز به نمایش درآمده است. او همچنین به عنوان دستیار کارگردان و منشی صحنه در بیش از ۱۵ فیلم کوتاه و سریال درون استان و قریب به ۷ سریال با گروه های خارج از استان همکاری داشته است. «عروسی در محرم»، «پرستوی کنارو» و همچنین–«گل حنیر» سه اثر آخر این کارگردان هرمزگانی است. تا کنون ۶ فیلمنامه ی کوتاه مستند وی از طریق برخی ارگان ها نیز خریداری شده است.
محمود شهبازی
فیلم «فیش آی» ساخته ی محمود شهبازی از معدود آثار داستانی در ایران است که تمام آن زیر آب تصویربرداری شده است.یک فیلم کوتاه داستانی که تماماَ در نقد رفتار غیرانسانی جنگ است. «فیش آی» در بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز به نمایش درآمد. این فلیم همچنین در جشنواره ی فیلم کوتاه وارش و جشنواره فیلم داکا در بنگلادش نیز حضور داشته است. او فیلم «پرواز صبح یکشنبه» که یک مستند نیمه بلند است را به تازگی تمام کرده. «پرواز صبح یکشنبه» در مورد پرواز ایرباس ایرانی است که در تیرماه ۶۷ در آبهای خلیج فارس توسط ناو امریکایی منهدم شد. تا به حال در ایران با این موضع و گستردگی پرداخت در مورد این حادثه فیلمی چون «پرواز صبح یکشنبه» ساخته نشده بود.
محمدرضا رکن الدینی
بلندترین فیلم تجربی استان متعلق به محمدرضای رکن الدینی است، فیلمی با زمان ۹۷ دقیقه به نام «زن که می آفریند». اگر چه مخاطب فیلم های او غالبا خاص هستند، اما دو فیلم او به نام های «از دفتر خاطرات یک دختر جوان» و «زندگی زیبا» به جشنواره ی همقدم پاریس راه پیدا کرده اند. فیلم «از دفتر خاطرات…» نیز در جشنواره ی پروین اعتصامی نیز حضور پیدا کرده است. فیلم صامت «من در محدوده ادراک» یکی از آخرین آثار اوست که توانسته در سکوت کامل شرایط و روابط زن و مرد را در جامعه ایران به تصویر بکشد.
حسن بیداروند
یکی از آثار مینیمال سینمای کوتاه هرمزگان را می توان «یک پلان بلند» از حسن بیداروند دانست. فیلمی ساده و خوش ساخت که به نقد رسانه می پردازد. این فیلم یک پلانه، توانست در جشنواره ی فیلم های ایرانی کانادا نیز حضور داشته باشد. بیداروند علاوه بر مشغله ای زیادی که تدریس برای او ایجاد می کند فیلمسازی اش را رها نکرده است. او در سال ۸۹ توانست جایزه ای را برای فیلم «ثانیه های به جا مانده» از جشنواره ی اردی بهشت کسب کند. این فیلم برگرفته از داستانی کوتاه نوشته ی «پونه ابدالی» است.
مرتضی نیک نهاد
مرتضی نیک نهاد پیش از آغاز فیلمسازی با تجربه های زیادی که در زمینه ی تدوین و ساخت تیزر و آیتم های تلویزیونی کسب کرده بود، اولین فیلمش را با نام «گفتگوی منتشر نشده ی ژاله» ساخت که این فیلم توانست در جشنوارهی اردی بهشت، جشنوارهی منطقه ای سینمای جوان و جشنواره دوربین دات نت جوایزی را برای او و گروه تصویربرداری اش به همراه داشته باشد. این فیلم همچنین در جشنواره ی پروین اعتصامی، جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز حضور داشت. «برف در بندرِ عباس آقا» دومین ساخته اوست که تا کنون با یک نمایش در جشنواره اردی بهشت جوایزی را برای او به دست آورده است. با این دو اثر می توان دریافت که نیک نهاد توانایی ساخت آثار گسترده تر (از لحاظ زمان و تولید) داستانی را دارد.
عبدالعزیز قاسمی
صداو سیما و فضایی که بر تلویزیون ایران حاکم است گاه شرایط را برای ساخت آثار ماندگار پیچیده می کند. عبدالعزیز قاسمی توانست به همراه مسعود میرزایی در همان فضای بسته ی تلویزیون، مستندی بسازد که هیچ کم از مستندهای استاندارد حیات وحش در جهان ندارد. این فیلم مستند به نام «مانگرو» به پوشش متنوع گیاهی و جانوری موجود در جنگل های حرا می پردازد. فیلمی خوش ساخت که توانست در جشنواره ی اردی بهشت و سینما حقیقت جوایزی را برای این فیلم کسب کند این فیلم همچنین در جشنواره سی ام فیلم کوتاه تهران نیز حضور دارد. از این فیلم دو نسخه با موسیقی و گفتار متن موجود است.
علیرضا احمدی
یکی از بحث برانگیز ترین فیلم هایی که توانست جوایز زیادی را برای احمدی به ارمغان بیاورد فیلم «دور دست» بود که در جشنواره ی اردی بهشت و نهال نیز حضور پررنگی داشت. فیلمی که توانست صحنه های اکشن را به سینمای کوتاه نیز بکشاند، تصویرهای خوب مسعود میرزایی نیز از نقاط قوت این فیلم به شمار می رود. این فیلم به خواست مخاطب های جشنواره فیلم کوتاه در جشنواره ی بیست و پنجم فیلم کوتاه تهران اکران مجدد شد. اثر بعدی او «با من حرف برن» که یک فیلم کوتاه خوش ساخت و موفق از آب درآمد در جشنواره های مختلفی برای این کارگردان جوایزی را به همراه داشته است.
امین درستکار
امین درستکار تا کنون یک فیلم را بیشتر کارگردانی نکرده است که برای او دو حضور و یک جایزه را به همراه داشته است. فیلمی با نام «نسل» که توانست در جشنوارهی اردی بهشت جایزه ی ویژه ی هیئت داوران را به همراه داشته باشد، این فیلم در جشنواره ی همقدم پاریس نیز حضور داشته است.
داوود مرزی زاده
به واسطه ی حضور مرزی زاده در اداره ی محیط زیست هرمزگان، دغدغه های محیط زیستی در آثار او مشهود است. اکثر فیلم های او در جشنواره های گوناگون حضور داشته است. فیلم های آفرینش و بودن در جشنواره ی همقدم پاریس، سرزمین زیبای من در جشنواره ی رشد. جایزه ی بهترین فیلم منطقه ای محیط زیست برای فیلم «خرسین» و جایزه ی ویژه ی هیئت داوران برای فیلم دوشوک در جشنواره منطقه ای محیط زیست از افتخارات این مستندساز هرمزگانی است.
مینا صادقی
مینا صادقی با اولین حضورش در فیلم کوتاهی به نام «پرواز از دریا» که خودش کارگردانی کرده بود نشان داد که می تواند بازیگر خوبی در مدیوم سینما باشد. او حضوری کوتاه اما تاثیرگذار در این فیلم داشت که توانست در جشنواره پنجم اردی بهشت جایزه ای را برایش به همراه داشته باشد. او پس از این فیلم مستندی را کارگردانی کرد که به معرفی یکی از بدلکاران هرمزگانی می پرداخت.
سیامک دلنواز
تا به حال سه فیلم را در کارنامه ی خود ثبت کرده است. فیلم بنی آدم که اولین فیلم اوست یکی از آثار خوب اقتباس شده در فیلم های کوتاه استان به شمار می رود. این فیلم بر اساس داستان کوتاهی از حبیب احمدزاده، نویسنده جنگ ساخته شده است . او همچنین دو فیلم دیگر با عنوان های «صوراسرافیل» و «پور یا پوچ» را کارگردانی کرده که فیلم پر یا پوچ در جشنواره هفتم اردی بهشت نیز به نمایش در آمد.
ابراهیم پشتکوهی
ابراهیم پشت کوهی را غالبا با ساخت آثار ماندگار در حوزه ی تئاتر می شناسند. آثاری که توانسته بود در جشنواره های مهم ملی و بین المللی افتخاراتی را برای تئاتر و هنر استان به دست آورد. او از سال ۸۵ تا کنون چند فیلم کوتاه را کارگردانی کرده است، فیلم «انتشار گنجشک» که به زندگی منصور نعیمی(سینماگر، عکاس و پژوهشگر) هرمزگانی می پردازد در بست و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز حضور داشت. رگه هایی از سورئالیسم را می توان در سینمای پشت کوهی دید، چه در فیلم «انتشار گنجشک»، چه در فیلم تجربی «دادا بی دادا» و یا چه در فیلم «سیاره ی خورده شده» که سال ۸۷ در جشنواره فیلم اردی بهشت نیز به نمایش در آمده است.
منیژه آقایی
تا کنون دو فیلم کوتاه را کارگردانی کرده و بیش از آن در چندین فیلم کوتاه داستانی و سریال به عنوان بازیگر حضور داشته است. او از جمله بازیگران خوبی است که مدیوم سینما را می شناسد. با فیلم «این چراغ های خاموش» که به تازگی مراحل تولیدش تمام شده می توان به آینده ی حضور فعال و تاثیرگذار بانوان در سینمای هرمزگان امیدوار بود.
جلیل درویشی
درویشی بیش از آنکه به عنوان کارگردان اثری را ارائه داده باشد، تدوین چندین فیلم مستند و داستانی و تله فیلم را در کارنامه ی خود دارد. اولین فیلم کوتاه وی «عصر یک روز خوب» به عنوان پروژه ی پایانی دانشجویی او محسوب می شود، این فیلم در جشنواره ی هشتم اردی بهشت به نمایش در آمد.
جواد اخشابی
شاید چندسالی از ساخت فیلم کوتاه فاصله گرفته اما اوایل دهه هشتاد توانست با فیلم «سوخته دلان» دو جایزه از جشنواره عاشورایی شیراز و جشنواره دانشجویی مشهد کسب کند.
پ.ن ۱: علاوه بر اسامی بالا افرادی هستند که به سینمای استان کمک های زیادی کرده اند، از جمله رهبر امامدادی و مسعود میرزایی که همیشه به عنوان تصویربردار همراه فیلمسازان بوده اند، یا مهراب بهرامی که صدابرداری و صداگذاری فیلمهای کوتاه زیادی را انجام داده است. و یا همچنین زهرا کریمی که شاید تنها یک تیزر را کارگردانی کرده اما ۳ سریال، ۱۲ فیلم کوتاه، ۵ فیلم داستانی نیمه بلند و ۵ مستند را به عنوان دستیار، برنامه ریز و منشی صحنه در کارنامه ی کاری خود دارد.
پ.ن ۲ : اگر فیلمساز جوان و فعالی از قلم افتاده را نام ببرید تا به این متن اضافه شود.
پ.ن ۳ : احسان و ایمان رضایی کتابی را تالیف نموده اند که معرفی سینمای استان هرمزگان از ابتدا تا کنون را شامل می شود. این کتاب در دست چاپ است و تا چند ماه دیگر تمامی مراحل آن طی می شود. احسان رضایی لطف کرده و بخشی از این کتاب که شامل برخی حضورها و جوایز سینمای استان را شامل می شود را دراختیار اینجانب قرار داد می توانید آن را از لینک زیر دانلود نمایید.
دانلود بخشی از کتاب
دو روز پیش «نمایش یک مجموعه ی بدون عنوان» از حسن راستین به پایان رسید. مجموعه ای که می شد بی اغراق یکی از مهم ترین و متفاوت ترین نمایشگاه های عکس این چند وقت اخیر در هرمزگان دانست. مجموعه ای به ظاهر ساده که به سادگی از مخاطبش نمی گذرد، مجموعه ای زیبا از چشم چند نمونه ماهی که می توان شبیه آنها را به راحتی در بازار ماهی فروشان بندرعباس دید. اما حسن راستین تنها چشم ماهی را به ما نشان نمیدهد. او زیبایی نهفته شده در دل طبیعت را بیرون کشیده و به مخاطبش عرضه می دارد.
چاپ و ارائه ی تمام آثار بی شک قرار است چیزی فراتر از یک نمایشگاه عکس باشد. آثار با بافتی که دارند مخاطب را درگیر مفهومی غیر از عکس می کند. هر تابلو به تابلوی نقاشی می ماند که عکاس سعی داشته با دوربینش به هنر دیگری نیز پهلو بزند، که تا قسمتی نیز موفق شده است. همان طور که پیشتر توی خود نمایشگاه برای حسن نوشتم، این نمایشگاه بیشک انتظار مخاطب را برای نمایشگاه های بعدی بالاتر می برد. حسن در این نمایشگاه بیننده را درگیر یک اثر هنری می کند تا یک مجموعه ی عکس های کارت پستالی. به قول احسان که در اینجا نوشته حتی کاغذی که در ورودی نمایشگاه نیز نصب شده هم جزیی از این اثر محسوب می شود.
مستند پرتره ی زارهای ابرام ساخته ی حامد ذوالفقاری، هشتم و نهم آبان ماه ۱۳۹۲ در سالن فرهنگ فرهنگسرای طوبی به نمایش در آمد. فیلمی نیمه بلند پیرامون زندگی ابراهیم منصفی، هنرمند فقید هرمزگانی.
پرداختن به زندگی رامی بی شک کار دشواری است. ابعاد مختلف زندگی وی و همچنین روحیات و درونیات او به عنوان یک هنرمند سختی کار را چند برابر می کند. زارهای ابرام به گفته ی سازنده ی اثر، طی ۵ سال تصویربرداری شده است. حامد ذوالفقاری در این پنج سال بی شک، سختی های زیادی را برای این فیلم بین شهرهای مختلف کشیده است. مصاحبه های متعدد، و جمع آوری اطلاعاتی که همگی قرار است یک هدف را دنبال کند، و آن معرفی رامی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین هنرمند سه دهه ی اخیر استان هرمزگان.
اما در این بین اشاره به چند نکته خالی از لطف نیست.
۱- فیلم با پوستری از یادواره ی منصفی در پانزدهمین سالگرد خاموشی وی آغاز می شود. تصویر رامی در فیلم «من کالنگ هایم را دوست دارم» ساخته ی سید حسن بنی هاشمی روی پوستر نقش بسته است. سوالی که مطرح می شود این است:
فیلم مستندی که قرار است پرتره ای از یک هنرمند ارائه دهد، آیا رسالتش آن نیست که به برجسته ترین فعالیت های آن هنرمند بپردازد؟ نقش منصفی در همکاری اش با سیدحسن بنی هاشمی در ساخت چند فیلم کوتاه که جز مهم ترین آثار سینمایی استان هرمزگان محسوب می شود چیست؟ چرا ردی از آثار منصفی در زمینه ی سینما، در فیلم وجود ندارد؟ با این وجود مخاطبی که شناخت چندانی از منصفی ندارد، چه مقدار از سوالهای ذهنی اش پاسخ داده می شود؟
۲- فیلم مستند
در فیلم مستند علاوه بر ارائه ی اطلاعات مستند به عنوان مهمترن پارامتر وجودی اش، سینمایی بودن و سینما داشتن همچون روی دیگر سکه، جز لاینفک آن همواره مطرح بوده است. فیلم به جز چند صحنه که در ادامه مطرح می شود تنها مصاحبه هایی را شامل می شود که تمامی آنها می توانست در قالب آثاری غیر از سینما نیز به مخاطب هایی که تشنه ی شناخت منصفی هستند ارائه شوند. آیا شناخت منصفی تنها با مصاحبه های که صورت می گیرد ممکن می شود؟ آیا برخی افراد که تنها چند بار او را ملاقات کرده اند می توانند اطلاعات کافی از رامی به مخاطب ارائه دهند؟ آیا کشف ابعاد دیگری از منصفی که تنها از راه سینما ممکن است، آن بخش از وجود هنری و شخصی اش که در کلام نمی گنجد، در این فیلم لازم نیست؟
البته در خلال مصاحبه ها و چند تصویر از منصفی در زمان حیاتش که توسط منصور نعیمی ضبط شده بود ما با پلان هایی روبرو بودیم که سعی بر آن داشت بار سمبولیک اثر را نیز به دوش بکشد. مردی که لب دریا قدم می زند، فردی که روی تاب نشسته و تاب می خورد، کودکانی که لب ساحل مشغول رقص و بازی هستند، زنان، مردان و کهنسالانی که در بافت قدیمی و فرسوده ی شهر حضور دارند و مشغول کار هستند، و کودکانی که در انتهای فیلم یک لاک پشت را با خود کشیده تا به آب برسانند از جمله پلان هایی بود که در بین مصاحبه ها دیده می شد. از میان آنها پلان پایانی فیلم که کودکان سعی بر آن داشتند لاک پشتی را به آب برسانند از مهم ترین و تاثیرگذارترین پلان های فیلم بود که همراه با ترانهی نهنگ منصفی تدوین شده بود. ازاین دست پلان ها که می توانست در خود اثر بنشیند و جزیی از جریان فیلم باشد کم دیده می شد یا به کلیت اثر نمی نشست.
۳- برای پلان هایی که در بازه ی زمانی ۵ ساله تصویر برداری شده است، موارد فنی همچون فولو بودن برخی مصاحبه ها از جمله سهیل نفیسی، یا خوب نبودن صدا در برخی پلان ها جای سوال دارد. فولو بودن به عمد تصویر کودکان لب ساحل که حس می شد قرار است حال و هوای فیلم را تلطیف کند، از موارد به جایی بود که می توان به آن اشاره نمود.
۴- پیش از دیدن فیلم شخصی در فضای مجازی به این نکته اشاره کرده بود که ابرام زار نداشت. اشاره ای بدیهی بود و مشخص بود که کارگردان به هدف خاصی این اسم را برگزیده است. این سوال تا پایان باقی می ماند که دلیل انتخاب اسم فیلم چیست. در سکانس های پایانی، جایی پویا محمودی می گوید که ابرام زار داشت. این یک تحلیل شخصی از سوی پویا محمودی نسبت به مسائل و مشکلات منصفی است که همچون زار در درون او وجود داشته. فرض بر اینکه این فیلم قرار است علاوه بر معرفی ابراهیم منصفی مسائل و مشکلاتش را نیز بیان کند. در این صورت چرا مخاطب درگیر این مسائل نمی شود؟ چرا مخاطب با دردهای رامی همراه نمی شود؟ آیا قرار نیست پس از دیدن این فیلم چیزی همراه با مخاطب از سالن خارج شود؟
۵- بندرعباس یکی از مهم ترین شهرهای اقتصادی ایران است که سالیان سال، اقتصادی بودنش هیچ سودی برای شهر و مردمش نداشته و این یک مساله غیرقابل انکار است. اما چه ضرورتی می طلب که فیلمساز لنز دوربینش را تنها بخش هایی را ببیند که فقر و کهنگی از آن می بارد؟ این پلان ها چه کارکردی در جریان فیلم دارد؟ آیا از لحاظ مفهومی کمکی به فیلم می کند؟ جواب قانع کننده ای وجود ندارد.
۶- برخی اطلاعات به طور کامل منتقل نمی شوند. یا برخی سوالها جواب کامل کننده ای ندارند. آمیس که در فیلم به او شاره می شود که یکی از اهرم های محرک هنری منصفی محسوب می شود چرا به آن پرداخته نمی شود؟ چه اتفاقی بین منصفی و همسرش می افتد که تصمیم می گیرد با مادرش زندگی کند؟
***
فارغ از تمام مسائلی که در بالا به آنها اشاره شد فیلم دارای ویژگی هایی است که نمی توان آنها را نادیده گرفت. تدوین روان و خوب ریتم مناسبی را به جریان فیلم بخشیده و اطلاعات موجود به طور مساوی در فیلم پخش شده است. همچنین این اثر جز معدود آثاریست که برای ابراهیم منصفی ساخته شده است. با اکران این فیلم و شناختی که از حامد ذوالفقاری دارم، بی شک می توان منتظر اثر غافلگیر کننده ی دیگری از او بود. چرا که او به هرمزگان با نگاهی خارج از محدوده ی جغرافیایی آن می نگرد. این عامل سبب می شود دست به موضوعاتی بگذارد که جزئی از زندگی روزانه ی هر هرمزگانی شده و گاها از کنار او به سادگی عبور می کند. و دلیل کم پرداختن سینماگران هرمزگانی به افرادی چون منصفی نیز همین است، منصفی بخشی از فرهنگ، هنر و زندگی هر هرمزگانی شده است.
پ.ن: در یادواره ی منصفی، گروه ها و نوازنده های هرمزگانی به اجرای قطعاتی از آثار منصفی پرداختند.
بعد نوشت : مطلبی هم احسان نفیسی نوشته برای این فیلم ، اینجا بخوانیدش.
زن در حال فرار
زن رنج دیده
زن در حال زایمان
زن سیگاری
زن در حال مقاومت
زن منتظر
زن چاقو خورده
زن مرده
زنی که سوار بر ماشینش دور می شود…
۱- بادگیر، فراتر از انتظار بود.
اگر چه صدای سالن تنها به درد سخنرانی مدیران می خورد، اما اولین قدم بادگیرها ستودنی بود.
۲- مخاطب های کنسرت در بندرعباس مخاطب های فهیمی هستند، اگر چه به سالن فرهنگ فرهنگسرای طوبی برای ابراز احساسات عادت نداشتند. (راستی بین مخاطب های فهیم همیشه چند تا غیر فهیم هم پیدا می شود)
۳- امید است این حرکت رو به جلو گروه بادگیر ادامه داشته باشد.
۴- برای اولین بار تعدادی ویدئوی با کیفیت همراه کنسرت در بندرعباس به نمایش درآمد.
۵- فلسفه ی حرکات نمایشی را درک نکردم، هیچ جوره به کار نمی چسبید.
پ.ن : بادگیرها نام گروه موسیقی تازه تاسیسی است که اولین کنسرتشان در تاریخ اول آبان ماه ۱۳۹۲ در بندرعباس اجرا شد، مشتاقانه منتظر انتشار آلبوم این گروه هستم.