حسرت به دلی در باد Posted on آبان ۲۳, ۱۳۸۹آبان ۲۲, ۱۳۸۹ by Admin تمام حواسم پیش تو بود که رفتی حالا منِ بی حواس منِ بی تو پی کدام را بگیرم ؟ ——————- پ . ن : عنوان این پست اقتباسی است .
کتاب هنر و ادب فریادها Admin آبان ۲۲, ۱۳۹۸ 0 رمان فریادها نوشته لوران گوده داستان مقطعی کوتاه از جنگ جهانی دوم را روایت میکند که لشکری از سربازان فرانسوی مورد هجوم سربازان آلمانی قرار […]
هنر و ادب از مجموعه صدای سوم ۸۲۱۱; ترجمه احمد اخوت Admin اسفند ۱۸, ۱۴۰۳ 0 داستان نویسی آمریکا را به این صورت دوره بندی میکنند: ۱۸۳۰ – ۱۸۶۵ = دوره ی رمانتیک ۱۸۶۵ – ۱۹۰۰ = دوره ی رئالیسم ۱۹۰۰ […]
راپرت هنر و ادب نمایشگاه عکس های ۱۳ در ۱۸ (شهاب آب روشن) Admin تیر ۲۰, ۱۳۹۱ 10 نمایشگاه عکس با تلفن همراه، از ۲۴ الی ۲۸ تیرماه ۹۱ در نگارخانه مرحوم کوروش گرمساری واقع در فرهنگسرای طوبی بندرعباس برگزار خواهد شد. از […]
پی هیچ که زندگی بی او جملگی هیچ بر هیچ است با هرچیزی خواستی مرا بخوان دنبال کن خواندنت امیدوارم میکند پاسخ
آشکارا کم می آری زندگی رو ، خودت رو می مونی گوشه یی ساکت ِذهنت که تلنباری از منفجرشدنه . زل می زنی به انتظاری که تمومی نداره . رد خاموش زندگی روی گُردت سنگینی می کنه حالا منِ بی حواس ، خودم را جایی جا گذاشتم ؛ جایی پاسخ
پی هیچ که زندگی بی او جملگی هیچ بر هیچ است
با هرچیزی خواستی مرا بخوان دنبال کن
خواندنت امیدوارم میکند
عمری پی هیچ بوده ایم
باقی اش هم همین طور
حضور شما هم دلگرم کننده است دوست عزیز
آشکارا کم می آری زندگی رو ، خودت رو
می مونی گوشه یی ساکت ِذهنت که تلنباری از منفجرشدنه . زل می زنی به انتظاری که تمومی نداره . رد خاموش زندگی روی گُردت سنگینی می کنه
حالا منِ بی حواس ، خودم را جایی جا گذاشتم ؛ جایی
تو یکی از همین کوچه پس کوچه ها
خودمو …
روحم و جا گذاشتم …
من بی حواس
به نظر من هیچ کدام؛ پی نان را بگیرید. ؛-)
:-))
با یک تیر دو نشان می زنید
نان که گران شد … پی آن را هم نمی توانیم بگیریم…
بسیار زیبا و سرشار بود شهاب جان
خیلی ساده و تاثیر گذار:
(من بی حواس
من بی تو)
سپاس سیما جان
از آن پست های آنی بود که آمد و این شد .
سلام………………………………
علیک سلام……………………………