توی تمام دفترها و گوشه ی تمام کتاب هایش نوشته بود : به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . به تو فکر می کنم . و تمام عمر فقط نوشته بود . فکر نکرده بود واقعاً .
Related Posts
کلام شصت و نهم
- Admin
- آبان ۶, ۱۳۸۹
- 0
انگیزه های من به سادگی سفر می کنند و تو با انگیزه های ساده سفر . و توشه ی راه تو تمام انگیزه های من […]
کلام صد و چهل و دوم
- Admin
- تیر ۲, ۱۳۹۰
- 4
دلخوشی های کوچیک ذره ذره دلخوشی های بزرگ که جون دادن و مردن رو میجون ، می خورن و بعد می بینی هیچی ازشون باقی […]