بیا آخر یه روزی تو پارک شهر

زمان خواندن: ۱ دقیقه

بیا یه روز
هوا اونقدری هنوز فکر می کنیم
سرد نشده
دردا اونقدری هنوز فکر می کنیم
درد نشده
همین طوری الکی
رو چمنای پارک شهر
دزدکی
بخوابیم و
کاپتان بلک دود بکنیم
یواشکی
چشامون خیره بشه به شاخه ها
تو گوشمون یه هندزفری
رامی بخونه پشت هم
چشامون آروم آروم بسته بشه
دیازپاما اثر کنن
عابرا رد بشن و بایستن و
پلیسا رو خبر کنن
یه روزی با همدیگه تو پارک شهر
پهلو لوله ی هووی
آدرس خونه رو 
میسپاریم به آب
خودمون دروغکی
گم و گور می شیم تو خواب
پیدا نشیم تا آخرش
بیا آخر یه روزی تو پارک شهر
همدیگه رو نشناسیم و
تو غرفه ها
از پیش هم رد بشیم و دور بشیم و
من برم این ور شهر
تو بری اون ور شهر

دیدگاه

  1. دستم درد نکنه کاپتان بلک میکشی!!!؟؟؟
    اما راست میگی خیلی وقته ما آدما آدرس همو گم کردیم…

    1. نه ، اصلا هم شخصی نیست.
      یک حس بود، و بعد هم اینکه بیشتر دوست داشتم یه کار شبیه این چیدمان داشته باشم.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود.