بخش‌هایی از مصاحبه با میشائیل هانکه

  • اگر چیزی را کارگردانى کنید که خودتان نویسندگی‌اش را انجام نداده‌اید در موقعیتی قرار می گیرید که گویا در حال بازسازی موقعیتى مصنوعى و بى‌روح هستید، درست مثل چیزی کە در هالیوود بسیار رایج است. اگر کارگردان و نویسنده دو شخص باشند، احتمال اینکه فرم و محتوا تناسب قابل قبولى باهم داشته باشند کمتر از حالتیست کە نویسندگی و کارگردانی را یک شخص انجام داده باشد.
  • بازیگری دانشگاه بازیگرى، مرا نپذیرفتند. بعد از آن شروع به نوشتن کردم و منتقد سینما شدم. این مسئله باعث شد فیلم‌هاى بسیارى ببینم و با ایده‌هاى مختلف آشنا شوم و در نهایت خودم شروع به ایده‌پردازی کردم. اگر قرار باشد نام یکی از اشخاصی که روی نگرش من به سینما و زندگى تاثیر گذاشته‌اند را بگویم بدون شک آن شخص «روبر برسون» خواهد بود.
  • سینمای برسون چه چیزى داشت که شما را مجذوب خود می کرد؟ نکته‌ی تاثیرگذار او برای من این بود که حرف خود را با جدیت تمام به مخاطب می‌زد. او توانایی خلق شخصیتى منحصر به فرد و زبانى ابداعى را داشت که باعث مى شد بتواند با هر مخاطبی به زبان خود حرف بزند؛ چنین کارى در سینما بسیار دشوار است. بسیارى از فیلمسازان کلیشه‌هاى سینمایى را انتخاب کرده و با داستان خود می‌آمیزند و در نهایت فیلمی می‌سازند که چیز تازه‌ای برای گفتن ندارد؛ ولى این که بتوانید برای خود سبک فیلمسازى داشته باشید، لحنى متفاوت در فیلم هاى‌تان به کار گیرید و کارهای منحصر به فرد انجام دهید انرژى و استعداد بالایى را باید خرج نمایید و در تاریخ سینما فیلمسازان اندکی بوده‌اند که توانستند به چنین هدفی برسند. تارکوفسکی وجان کاسویتیز دو تن از این کارگردانان هستند.
  • من هر سال میلادى را با تماشاى فیلم هاى «آینه-تارکوفسکى»، «ناگهان بالتازار- روبر برسون» و «زنى تحت تاثیر -کاسویتیز» شروع می‌کنم. این سه فیلم جزو برترین آثار سینماى کلاسیک‌اند.
  • معلوم است که فیلم‌هاى جدید را کمتر دنبال می‌کنید. کدام یک از کارگردان های عصر حاضر را تحسین مى کنید؟ کارهای اصغر فرهادی را دوست دارم. به نظرم نویسنده‌ى بزرگیست. نوشته‌هاى او را هم سطح «آنتون چخوف» مى‌دانم. یورگوس لنتیموس و روبن استلاند را نیز دوست دارم. فیلمسازان جدید با استعداد بسیاری در سینمای معاصر حضور دارند.
شهاب | برچسب‌ها: ، ، | دسته‌‌بندی: هنر و ادب8 دی 1396 | بدون دیدگاه