شاید اوج و فرودهای این موسیقی مرا به خودش جذب کرد که الان این پست را به خاطرش می گذارم . مجرم زیرک هفتمین آهنگ از هفتمین آلبوم موسیقی مایکل جکسون به نام بد است . این ترانه درباره ی زنی به نام انی است که در آپارتمان خود توسط شخصی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد … [audio:https://leee.ir/wp-content/uploads/04.Smooth-Criminal.mp3|titles=04.Smooth Criminal] بیست سال پس از انتشار آلبوم بد سی میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش می رسد. موزیک ویدئویی از این ترانه را می توانید اینجا ببینید. منابع *مطالب و *عکس
این موسیقی باب شب زنده داریست … موسیقی بسیار آرام که علاقه ی زیادی به آن دارم ، اگر چه خودم از موسیقی زیاد نمی دانم و شاید شناخت چندانی از آثار مطرح در دوره های مختلف نداشته باشم و گوش نکرده باشم اما این موسیقی را دوست دارم . می دانم شنیده اید ، اما ارزش یک بار دیگر شنیدن را دارد . چهره بتهوون اثر کارل یگر [audio:https://leee.ir/wp-content/uploads/Moonlight-Sonata.mp3|titles=Moonlight Sonata] سونات مهتاب (سونات ۱۴ پیانو) یکی از سونات های است که در سال ۱۸۰۱ نوشته شده است و تا امروز به عنوان یکی از مشهورترین قطعات پیانو در تاریخ
موسقی که میشنوید ساخته ی Michael Galasso / Shigeru Umebayashi مربوط به فیلم در حال هوای عشق به کارگردانی وونگ کار وای است . [audio:https://leee.ir/wp-content/uploads/In_the_Mood_for_Love.mp3|titles=In_the_Mood_for_Love] موسیقی این فیلم کار آهنگساز واحدی نیست و وونگ کاروای برای ساوند ترک آن از قطعات مختلف ساخته آهنگسازان ژاپنی و آمریکایی مثل شیگرو اومه بایاشی و مایکل گالاسو(Michael Galasso) و آوازهای چینی و ترانههای نت کینگ کول(Nat King Cole) استفاده کرده است. عنوان اصلی فیلم برگرفته از نام یکی از ترانههای مشهور نت کینگ کول خواننده بزرگ موسیقی جز است. ترانهای با عنوان I am in the mood for love که در سالهای دهه
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم
یک روز ظهر که از سر عادت هر روزه و بیحوصلگی تکرار امر درست کردن نهار رفتم توی آشپزخانه و با ترکیب تکراریتر چند مواد