۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

این نوشته هیچ عنوانی ندارد

۱.      چندی پیش در بالاترین با لینکی مواجه شدم که خبر از اتفاقاتی را می داد که پیش بینی اش دور از ذهن نبود . نویسنه مطلب دو مورد از شواهدش را که در برنامه های صدا و سیما دیده بود عنوان کرده بود ؛ در سریال یا تله فیلمی که یکی از شبکه ها پخش کرده بود دزدی از جایی چیزی را ربوده و فرار می کند ، این کاراکتر  بر خلاف تمام دزدهای تلویزیونی به جای پوشیدن لباس سیاه یا تیره لباس سبز به تن کرده بود و دیگری در برنامه مستندی که در سطح شهر تهران ساخته

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟