۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

غمگینم

غمگینم  از اینکه همیشه باید به انتظار اتفاق های ناراحت کننده باشم .    غمگینم   از اینکه تمام عمر ، غمم بیشتر از شادی ام بوده است .    و غمگینم   از اینکه می دانم غم همیشه هست و شادی غافلگیر کننده است .       و چقدر غمگین است که نمیتوان برای هر اتفاقی غمگین نبود

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟