بدون عنوان هیچ توئی وجود ندارد همه منم … و این درکش زمانی بود که به تو سفر کردم ادامه مطلب » شهاب دی ۸, ۱۳۸۸ ۹ دیدگاه
مثلا سال نو، مثلا بهار هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
به سوی آزادی هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
دیماه خونین از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم