۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

این یک فراخوان است

فراخوان نوشتن داستان کوتاه کوتاه کوتاه    اهداف :   این تنها یک سنجش است .سنجشی برای خودم…      شرایط :    ۱. طولانی تر از ده کلمه ؛ نه.  ۲. با نام ؛ بله .  ۳. شرایط سنی. محتوائی و موضوعی ؛ نه.  ۴. ارسال تا ۳۰ دی ؛ بله  ۵. داوری اش خودم ؛ بله  ۶. داستان ها در بخش نظرات نوشته شود ؛ باز هم بله   ۷. داستانها تنها بعد از داوری نمایش داده خواهد شد؛ بله ۸ . تمام داستان ها برگزیده می شوند ؛ نه   ۹ . بین نام و متن یک سطر فاصله باشد ؛ بله  ۱۰ . منتظرم ؛ حتماً   جوایز :  به نفرات اول تا سوم

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟