اینکه یه بسته کاپوچینوی گم شده روی کابینت پیدا بشه ؛ توی خونه ای که تمام اهالیش به مسافرت رفتن … یا اینکه روی کلید اسپیس صفحه کلیدت چند قطره آب چکیده باشه ؛ در حالی که تو بیش از یک ساعت دستت هم به آب نرسیده باشه … این یک نشونه نیست؟ به نشونه ها زیاد اعتقاد دارم و امید وارم یک نشونه باشه… اما خدا کنه خود خدا باشه .
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی