۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

تنها تماشاچی اولی می داند که شخصیت ها چه به هم می گویند،ابراهیم*

——————————————————————————————————————– نه منتقد تئاتر هستم و نه آنچنان اطلاعات زیادی از تئاتر دارم و این متن تنها نظرات شخصی من نسبت به آخرین اثر ابراهیم پشتکوهی است .  حدسم درست بود و آخر هم درست از آب در آمد و آن هم اینکه پشتکوهی در اثرش تغییر ایجاد می کند . حتی در اجراهای آخر . و اینکه چرا نتوانستم کار را در همان روزهای اول که دیگر از همه جوانب  آماده اجرا  بود ببینم را از کم سعادتی خودم می دانم . این جمله که می گویند داور تئاتر معمولا در آخر سالن می نشیند تا اینکه توانائی بازیگر

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟