پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

بی وفا

*** رابطه ی چندان خوبی با سینمای هالیوود ندارم اما بوده اند فیلم های هالیوودی که برای همیشه در ذهنم نقش بسته اند  که الان زمان مناسبی برای پرداختن به آنها نیست . فیلم بی وفا یکی از آن فیلم هائی بود که قبل از دیدنش تعریفش را خیلی شنیده بودم تا اینکه فرصتی پیش آمد و بالاخره دیدمش . یکی از صحنه های درخشان فیلم هم مربوط میشود به لحظه ای که نقش اصلی فیلم در مسیر بازگشت به خانه در مترو یاد خاطرات یک ساعت پیش خود می افتد . که البته این صحنه هم مدیون بازیگری خوب

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟