قبل از هر چیز اول دی ماه را به خودم ، شما و کلیه ی مردم ایران و جهان تبریک می گویم و از سازمان یونسکو در خواست دارم تا امروز را به ثبت جهانی برساند تا هر سال این روز را مردم دنیا جشن بگیرند . بالاخره بعداز ماه ها انتظار کشنده،بزرگترین طرح اقتصادی ایران و شاید جهان به اجرا در آمد . { تا کور شود چشمان حسودان و بد خواهان } از الآن با این دو چشم خود میبینم که دور زمانی نگذرد که در قله ی اقتصاد جهان ایستاده ایم و به دیگران فخر میفروشیم .
۱ – این پرچم یعنی اینکه هم پائیز تمام شد و هم مهلت ارسال داستانهای ده کلمه ای . ممنونم از همتون . امسال همراه با اعلام این فراخوان چند اتفاق خیلی خوب برام پیش اومد که هفت روز دیگه همراه با پست ویژه مربوط به اعلام برگزیده ها خدمتتون عرض می کنم . ۲ – امروز سیل عظیم پیامهای تبریک شب یلدا به گوشیم فرستاده شد که همشون زیبا بودند . تصمیم گرفتم همشون رو بذارم اینجا. سلام شهاب جان شب یلدات خوش ، یاد یلدای سال قبل مبارک / یلدا یادگار نام وطن میوه پائیزی ایران ، عروس
روزی می رسد که من رفته ام و سایه ام را باد خواهد برد ، هر شب نگاهت به آسمان باشد ، شاید ستاره ای بدرخشد … / رضا
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست