“سوسیالیسم نمیتواند ب هرکسی اجازه دهد ک هر انچه به مغزش خطور میکند بر زبان اورد. سوسیالیسم نمیتواند ب هرکسی اجازه دهد برای خودش حزبی درست کند یا سازمانی براساس هر انچه دلش میخواهد. سوسیالیسم یک نقشه، یک برنامه، یک نظم است ک همه باید مراعاتش کنند. سوسیالیسم رقابت ازاد نیست … سوسیالیسم نمیتواند در حیطه تولید از فردگرایی حمایت کند یا از هیچ عنصر فردگرایانه دیگری در روبنا. سوسیالیسم فقط شخصیتی را ب رسمیت میشناسد ک معنا و ضرورت پیروی از نقشهاش را درک کند و عملن از این نقشه پیروی میکند. سوسیالیسم اعمال فردگرایانه و خودسرانه را نفی
هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیهاش را از بین میبرد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟