– شما بازداشتید . – به چه جرمی ؟ – به جرم نوشتن متون بی سر و ته. – خب نوشتن متون بی سر و ته که تاثیری نداره . – داره . اگه نداشت نمی نوشتی . – آره . داره . اما واسه خودم . به چه درد کس دیگه ای می خوره ؟ – به درد کسی نمی خوره اما حتما یه معنیایی داره که ما نمی دونیم . می خواد یه پیام مخفی بده . – چرا حرف تو دهن من می ذاری ؟ پیام مخفی به کی ؟ به چی ؟ واسه دل خودم نوشتم
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست