پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

پنجره هفتم – امین درستکار

دوستی من و امین بر می گردد به سال هشتاد و دو زمانی که هر دویمان دوره های سینمای جوان را می گذراندیم . دوستان خوب زیادی از آن دوره برایمان باقی ماند . اینکه هر دویمان یک علاقه مشترک داریم ( سینما ) و همیشه در مورد موضوعات مختلف گپ می زنیم دلیلی شد تا آخرین گفتگوی این مجموعه را با او انجام دهم . چندی پیش فیلمی از امین درستکار به همراه دو فیلمساز هرمزگانی دیگر در جشنواره فیلم همقدم پاریس حضور داشت . البته لازم بذکر است که به قول معروف : سینمای من به سینمای امین

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».