۱. این شعر که کاملا جدی و احساسیست را توی جوی آب رها کرده اند همانطور که هنوز کاملا بند نافش بریده نشده ۲ . مغازه ی خاک گرفته ی بی صاحب آدمکی خفته در جعبه ی کاغذی من ۳ . و هنوز در کف زنان بی آبرویی که خودشان خبر ندارند بی آبرو شده اند حالا که ماشین بزرگ به همه ی مان برچسب زده است
دیشب همه ی غمهایم تعبیر شدند ، کاش تو نیز تعبیر شده بودی…! نویسنده : این روزا
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست