پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

داستان برگزیده ی مخاطبین وبلاگ / دور سوم

بعد از یک هفته رای گیری برای انتخاب بهترین داستان از دید بازدیدکنندگان وبلاگ نتایج زیر بدست آمد . ار آنجا که برای انتخاب اثر برگزیده تنها یک انتخاب وجود داشت . از افرادی که چندیدن اثر را با هم انتخاب کرده بودند تنها انتخاب اولشان پذیرفته شد . بیست و هفت نفر در این رای گیری شرکت کردند که از بین تمامی آثار ، داستان زیر با هفت رای به عنوان داستان برگزیده انتخاب شد .  ۴۲۵ – الو! کلانتری ام. نگران نشین. تصادف کردم. همه شون مُردن. ماشین سالمه. (مصطفی توفیقی) ۷ رای باقی آرا به ترتیب زیر

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».

دوم بودن

زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم

معنی زندگی کردن

یک روز ظهر که از سر عادت هر روزه و بی‌حوصلگی تکرار امر درست کردن نهار رفتم توی آشپزخانه و با ترکیب تکراری‌تر چند مواد