پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

ایـکیـوسـان

بزرگترین کتابی که دوران کودکی هدیه گرفتم کتابی بود با عنوان ایکیوسان (یا چیزی شبیه به این) . مجمعه داستان های همان ایکیوسانی که زمانی کارتونش را می دیدیم . آخرین داستان این مجموعه داستان دعوت شدن ایکیوسان بود به یک مهمانی که با همان لباس های قدیمی خود در آن مهمانی شرکت می کند ، میزبان به خاطر مندرس بودن لباس هایش او را نمی پذیرد . ایکیوسان بازگشته ، لباس های نویی تهیه می کند و به مهمانی باز می گردد ، میزبان با خوشرویی از وی استقبال می کند ، مهمان لباس های نوی خود را درآورده

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟

درباره‌ی پیر پسر

فیلم در قد و قواره‌ی تعرف و‌ تمجید‌های اغراق‌ شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین‌ نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که می‌توانست

درس‌های خودآموز

به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ می‌زنی

سنگ بزرگ

همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر می‌کنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار می‌شه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».