اااااا، مطلب وبلاگم رو بی بی سی نشون داد و خوند. مرسی جواد که خبر دادی. این مطلب رو یکی از نویسنده های وبلاگ {فسیل زنده} نوشته بود.
سوراخ ترین دولت تاریخ ایران، دولت دهم… همان اول کار، قبل از روی کار آمدن مجددش دست روی کارخانه های قندوشکر گذاشت از آن طرف سیب زمینی زد بیرون که خیرات شد برای تبلیغات دور جدید ریاست جمهوری اش. یک بار گوجه سبز زد بیرون یک بار گند سه هزار میلیارد تومان رایحه اش در هوا پخش شد که قرار شد کشش ندهیم، یک بار مرغ از آن طرفش زد بیرون یک بار دریاچه ارومیه، یک بار حجاب زد بیرون یک بار تحریم ها بیشتر شد، یک بار آمپول بتاکس رئیس جمهور از سوراخ دیگر دولت زد بیرون یک بار
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست