پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

هق‌هق

 هق‌هق  سمفونی حرف‌های  نگفته است سروده‌ایم نشنیده‌ای حرف‌هایی هست هنوز که نشنیده‌ای  نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای نشنیده‌ای دیدی؟ حوصله خواندن تک تکشان را هم نداری حتی نمیدانی تعدادشان چقدر است لباس حوصله ی تو  به اندازه ی تن حرف های من  نبود هنوز حرف های نگفته‌ای هست   پ.ن : مولف با علم بر اینکه سمفونی را می نویسند نه آنکه بسرایند برای شرح حال بهتر خود از فعل سرودن استفاده کرده است.

ادامه مطلب »

نوشته‌های پیشین

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم

دیدگاه

و چگونه می‌شود پرنده‌ای در آسمان نظرش عوض می‌شود، دور می‌زند و برمی‌گردد؟