یک فیلم دیگه به پرونده ی اعمال ما اضافه شد «ترس از آرامش» که در واقع فیلم خودم نیست این. فیلم محمود شهبازیه که تمام انرژی و توانش رو برای این کار گذاشت. فیلم احسان نفیسیه که تو بدترین شرایط کنارم بود. فیلم زهرا کریمیه که از ب بسم ا… بود تا اخرین پلان. فیلم علی قاسمیه که چیزی بیش از بازیگر بود سر صحنه. فیلم مستعان صالحیه که تمام تلاشش رو کرد کار خوبی بشه. فیلم بهروز عباسیه که همیشه انرژی مثبتش به گروه می رسید و قرار بود تو بازی ها کمک کنه. فیلم داوود اسلامیه که همیشه
هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حسهای دیگری هم همچون سایر ایرانیها دارم؛
تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.
از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دیماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم
و چگونه میشود پرندهای در آسمان نظرش عوض میشود، دور میزند و برمیگردد؟
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست