۱- در پستی که پیش از این برای اعلام نتایج جایزه داستان های ده کلمه ای منتشر شد اسم سه دوست از قلم افتاد. خانم کاملیا کاکی که در مراحل پیش از داوری کمک ما بودند ، جلیل درویشی که بی حضور این عزیز برگزاری این جایزه ممکن نبود و همچنین محسن مریدی که بخش گرافیک و تبلیغات این جایزه را به عهده گرفت. با تشکر از این عزیزان. ۲- در اسم تعدادی از شهرها در کنار اسامی شرکت کنندگان اشتباهی رخ داده بود، یکی از داستان به اشتباه شماره گذاری شده بود و همچنین در نام فایل PDF نهایی
فیلم در قد و قوارهی تعرف و تمجیدهای اغراق شده که پیرامونش شکل گرفت نبود. تدوین نقشش را به خوبی ایفا نکرد، جایی که میتوانست
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن، یک چیز خیلی مهم است. وقتی چشمه جوشیدن خلاقیت خشک شده و به هر ریسمان باریکی چنگ میزنی
همیشه این ضرب المثل ایرانی برام در مواقع حساسی که فکر میکنم همه چی قراره به خوبی پیش بره تکرار میشه. «سنگ بزرگ نشونه نزدنه».
زمانی که سر کلاس نقد ادبی برای اولین بار به شوخی (با اشاره به پست وبلاگی که همان موقع خوانده بودم) به استاد گفتم دوم
یک روز ظهر که از سر عادت هر روزه و بیحوصلگی تکرار امر درست کردن نهار رفتم توی آشپزخانه و با ترکیب تکراریتر چند مواد